Tuesday, January 31, 2006

Saturday, January 21, 2006

Friday, January 20, 2006

Thursday, January 19, 2006

Wednesday, January 18, 2006

آوای تنهایی



نیلو، این عکس هدیه ای هست به تو برای تحمل اونهمه دردسر، می دونم چیزی نیست ولی یکی از عکسایی که خودم خیلی دوسش دارم. تقدیمش می کنم به تو. با احترام و عشق.
اینم همون علاقه ایه که بهم می گفتی مخفیش نکن، همه جا فریاد بزن. دارم داد می زنم که دوست دارم.

بخار رویایی

دلم گرفته، دلم تنگه، تو می دونی چرا؟! نمی دونم. دستم به هیج کاری نمیره، هر کاری می کنم:

رویاییست
رویای که همه جا مرا تعقیب می کند
می بینمش ولیک
دست بر این بخار غمگونه
نمی توان کشید
که به دوردستها فرار خواهد کرد.
اقرار می کنم
در کارگاهم کشیدمش، لبها صورتی و شیرین
گردنی ز ناز کشیده و زیبا
دستهایی ز محبت غمگین و پر راز


بلند شدم رفتم دوش بگیرم، هنوز تو فکرم. نمی دونم چی کار باید بکنم. از پشت بغلم کرد، وقتی برگشتم، چشمانش در بخار آب شکل گرفت. دارم موهایش رو شونه می کنم، چه موهای درازی، هنوز نرمن و لطیف. بدن نرمش رو در آغوش گرفتم. چه رویایی. با قطع شدن آب او هم رفت. او فقط در رویای قطره ها پیشم می آید. ساعتها گذشته، به کاشیهای آبی می نگرم. دلم تنگست، دلم گرفته، تو می دونی چرا؟! شیر آب رو باز می کنم. اینک باز چشمهایش رو می بینم.

فرود

پل سیاه

Wednesday, January 11, 2006

خسته راه

همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم
سرنوشته مون یکی هر دو مون مسافریم
تازه از راه رسیدم هنوزم خسته رام
همسفر تنها نرو بذار تا من هم بیام
سخت دل کندن از این شهر و دل بستگیام
بودن از خونه جدا با همه خسته گیام
جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری
گرد غربت روتنم که بازم باید بری
بذار تا خستگی از این تن خسته بره
سخت دل بستگی از شهر دل بسته بره
اگه بذاری بیام من میشم سنگ صبور
گوش به قصه هات میدم شهر غربت راه دور
همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم
سرنوشته مون یکی هر دو مون مسافریم
تازه از راه رسیدم هنوزم خسته رام
همسفر تنها نرو بذار تا من هم بیام
سخت دل کندن از این شهر و دل بستگیام
بودن از خونه جدا با همه خسته گیام
جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری
گرد غربت روتنم که بازم باید بری
بذار تا خستگی از این تن خسته بره
سخت دل بستگی از شهر دل بسته بره ه ه

تک قطره

روان روان روان

دوردستها

خزان رشد

Saturday, January 7, 2006

سخته ها!!!


این احمقا چرا اینو اینقدر بلند درست کردن...!!! اصلا به فکره ماها نیستنا... ((((((:

قرص شب

گردش روزگار

Tuesday, January 3, 2006