Monday, September 13, 2021

بوسه ‏ای ‏بی ‏دهان

از مبل روبرویم
تنها 
عطری سخن میگوید با من
عطری بی گیسو و بوسه ای بی دهان
که مثل زخم بر روح
در فضای مه آلود
سرگردان است.

منوچهر آتشی
 

بسیار ‏تاریکم

خانه ات سرد است ؟
خورشیدی در پاکت می گذارم
و برایت پست می کنم
ستاره ی کوچکی در کلمه ای بگذار
و به آسمانم روانه کن
بسیارتاریکم        

منوچهر آتشی       

Sunday, September 5, 2021

دیدی ‏دلا

دیدی دلا که یار نیامد
گرد آمد و سوار نیامد
بگداخت شمع و سوخت سراپای
وآن صبح زرنگار نیامد
آراستیم خانه و خوان را
وآن ضیف نامدار نیامد
دل را و شوق را و توان را
غم خورد و غمگسار نیامد
آن کاخ ها ز پایه فرو ریخت
وآن کرده ها به کار نیامد
سوزد دلم به رنج و شکیبت
ای باغبان! بهار نیامد
بشکفت بس شکوفه و پژمرد
اما گلی به بار نیامد
خشکید چشم چشمه و دیگر
آبی به جویبار نیامد
ای شیر پیر بسته به زنجیر
کز بندت ایچ عار نیامد
سودت حصار ، و پیک نجاتی
سوی تو و آن حصار نیامد
زی تشنه کشتگاه نجیبت
جز ابر زهربار نیامد
یکی از آن قوافل پربا ـ
ـ ران گهر نثار نیامد
ای نادر نوادر ایام
که ت فر و بخت ، یار نیامد
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صف کارزار نیامد
افسوس کان سفاین حری
زی ساحل قرار نیامد
و آن رنج بی حساب تو ، درداک
چون هیچ در شمار نیامد
وز سفله یاوران تو در جنگ
کاری بجز فرار نیامد
من دانم و دلت ، که غمان چند
آمد ،‌ ور آشکار نیامد
چندان که غم به جان تو بارید
باران به کوهسار نیامد.

اخوان ثالث

Wednesday, August 25, 2021

خنده ‏ای ‏کو

شب سردی است ، و من افسرده.

راه دوری است ، و پایی خسته.

تیرگی هست و چراغی مرده.

می‌کنم ، تنها، از جاده عبور:

دور ماندند ز من آدم‌ها.

سایه‌ای از سر دیوار گذشت،

غمی افزود مرا بر غم‌ها.


فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه‌ها ساز کند پنهانی.


نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر ، سحر نزدیک است:

هردم این بانگ برآرم از دل:

وای، این شب چقدر تاریک است!

خنده‌ای کو که به دل انگیزم؟

قطره‌ای کو که به دریا ریزم؟

صخره‌ای کو که بدان آویزم؟


مثل این است که شب نمناک است.

دیگران را هم غم هست به دل،

غم من ، لیک، غمی غمناک است.


سهراب سپهری

Tuesday, August 24, 2021

Each Man

In the Nile Delta

The young wife wept over her food

in the hotel after a day in the city

where she saw the sick creep and huddle

and children bound to die of want.

She and her husband went to their room.

Sprinkled water to settle the dirt.

Lay on their separate beds with few words.

She fell in a deep sleep. He lay awake.

Out in the darkness a great noise ran past.

Murmers, tramping, cries, carts, songs.

All in want. Never came to a stop.

And he sank in sleep curled in a No.

A dream came. He was on a voyage.

In the grey water a movement swirled

And a voice said: ‘There is one who is good.

There is one who can see all without hating.



----

"Each man is a half-open door
leading to a room for everyone."

-Tomas Transtromer

Wednesday, August 18, 2021

انتظار

انتظار خبری نیست مرا...
برو آنجا که ترا منتظرند
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند!

اخوان ثالث

گذشتم

گذشتم از تو که ای گل چو عمر من گذرانی

چه گویمت که به باغ بهشت گم شده مانی

به دور چشم تو هر چند داد دل نستاندم

برو که کام دل از دور آسمان بستانی

گذاشتم به جگر داغ عشق و از تو گذشتم

به کام من که نماندی به کام خویش بمانی

بهار عمر مرا گر خزان رسید تو خوش باش

که چون همیشه بهار ایمن از گزند خزانی

تو را چه غم که سری پایمال عشق تو گردد

که بر عزای عزیزان سمند شوق برانی

چگونه خوار گذاری مرا که جان عزیزی

چگونه پیر پسندی مرا که بخت جوانی

کنون غبار غمم برفشان ز چهره که فردا

چه سود اشک ندامت که بر سرم بفشانی

چه سال ها که به پای تو شاخ گل بنشستم

که بشکفی و گلی پیش روی من بنشانی

تو غنچه بودی و من عندلیب باغ تو بودم

کنون به خواری ام ای گلبن شکفته چه رانی

به پاس عشق ز بد عهدی ات گذشتم و دانم

هنوز ذوق گذشت و صفای عشق ندانی

چه خارها که ز حسرت شکست در دل ریشم

چو دیدمت که چو گل سر به سینه ی دگرانی

خوشا به پای تو سر سودنم چو شاهد مهتاب

ولی تو سایه برانی ز خود که سرو روانی


 ه. ا . سایه

Monday, August 16, 2021

Tuesday, August 10, 2021

آرامش ‏جاوید!

 از آخرین باری که خوابیده ام ماهها می گذرد. دیگر نمیخوابم فقط بیدار استراحت می کنم. هر روز صبح می گویم آه هنوز زنده ام. چقدر بد!

به قول مشیری: آه! ای آرامش جاوید!

کی آیی به دست؟

Friday, August 6, 2021

Not yet

I'm not finished with you, not yet!!!

Tuesday, August 3, 2021

خداحافظ

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نه نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

خیام


خداحافظ شیراز

Wednesday, July 28, 2021

آهـــو ندیده‌ای كـــه بـدانی فــــرار چیست‌
صحــــرا نبوده‌ای كـــه بفـــهمی شكــــار چیست‌
بـایـد سقــــوط كـــــرد و همـــین‌ طــــور ادامــــه داد
دریـــا نـــرفـــته‌ای بچشــــی آبشـــــار چیست‌
پیش مـــن از مــــزاحمت بـادهـــا نگـــــو
طــوفــــان نخـــــورده‌ای كـــه بفهــــمی قـــــــرار چیست‌
هـــی ســـبز در سفـــیدیِ چشمـــت جــــوانه زد
یكـــبار هــــم ســــوال نكــــردی بهــــار چیست‌
در خلــــوتت بــه عــــــاقبتم فكــــــر كــــــرده‌ای ...؟
خـــوب‌ ... !
كـــــیفر صنوبـــرِ بـــی‌بــــــرگ و بــــــار چیست‌ ...؟
روزی قــــرار شــــد برســـیم آخـــــرش بـه‌ هــــم‌
حـــــالا بگـــو پس از نـــــرسیدن قـــرار چیست‌ ...؟!

مهدی فرجی

Monday, July 26, 2021

دیر

دیر فهمیدم ولی از دیروز متوجه شدم عشق و عاشق شدن هم درک میخواد و هم شعور. مخصوصا در حد متعالیش باید شعور زیادی وجود داشته باشد. در صورتیکه خیلیها نه شعورشون میرسه و نه لیاقتش رو دارند. 
دیر فهمیدم ولی فهمیدم.

گر بیایی دهمت جان و
گر نیایی کشدم غم،
من که بایست بمیرم! 
چه بیایی چه نیایی

سعدی

Saturday, July 24, 2021

تمام ‏شد!

لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد
عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد

می شد بدانم این که خط سرنوشت من
از دفتر کدام شب تیره وام شد ؟

اول دلم فراق تو را سرسری گرفت
وان زخم کوچک دلم آخر جذام شد

گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت
دیگر تمام شد گل سرخم ! تمام شد

شعر من از قبیله خون است خون من
فواره از دلم زد و آمد کلام شد

ما خون تازه در رگ عشقیم عشق را
شعر من و شکوه تو رمز الدوام شد

بعد از تو باز عاشقی و باز...آه نه!
این داستان به نام تو، همینجا تمام شد.

حسین منزوی

Friday, July 23, 2021

بی ‏رنگ ‏و ‏جلا

همیشه این حس رو داشتم که خیلی چیزها را نمیتوانم بگویم، خیلی از احساساتم را یاد گرفتم باید فقط درون خودم بریزم. تا دیشب فکر میکردم به تنهایی عادت کرده ام. به غار، به عدم نگاه مورد علاقه ام و به عدم آن پوستی که در اعماقم  می پرستم. و هر وقت حسش سراغم میآید به سرعت با فکر در مورد ماشین و آکواریوم و مسایل کاری عقب میزنمش. ولی دیشب فهمیدم دردش مثل یک چاقو همیشه در وجودم فرو میرود فقط به درد فرو رفتن چاقو و خونریزیش عادت کردم و نه به خود درد. درد همیشه دردناکه. به قول بزرگ علوی: بعضی چیزها را نمیشود گفت، بعضی چیزها را احساس میکنید، رگ و پی شما را میتراشد و در خیلی موارد دل شما را آب میکند ولی وقتی میخواهید بیانش کنید میبینید که بی رنگ و جلاست.

Thursday, July 22, 2021

هرچه

هرچه انسان تر باشیم
زخم ها عمیق تر خواهند بود،
هرچه بیشتر دوست بداریم
بیشتر غصه خواهیم داشت،
بیشتر فراق خواهیم داشت
و تنهایی هایمان بیشتر خواهد شد.

کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد فالانچی

Wednesday, July 21, 2021

تار ‏گسسته

منم آن شکسته سازی،
 که توام نمی نوازی
که فغان کنم ز دستی
که گسسته تار مارا


سیمین بهبهانی

Friday, July 16, 2021

شنهای ‏بیابان

و من خواهم مرد
و تو 
ای گردون روزگار
فراموش خواهی کرد
زمان
و عاشق روزگار و 
و عاشق تک تک شنهای بیابان
و زمان از دست رفته عاشقی

Sunday, July 11, 2021

خسته

خیلی خسته ام

زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت

که قیمتم بشناسد به امتحان سکوت

منی که خاک نشین بودم از تجلی عشق

گذشته ام از فلک هم  به نردبان سکوت

نهفته باید و و بنهفتم  آنچه را دیدم

که عهد عهد غم است و زمان زمان سکوت

 خسته از زمان کوتاه سکوت


جاده

سکوت

به این سکوت و این جاده چه میگویی!؟

فریادی در ذهن دارم

خداحافظی ابدی

از خود دیروز 

و گفتمانی برای تک تک این پیچهای جاده

و دلتنگی برای این منظره

و همچنان عاشق طبیعت باقی خواهم ماند

فقط طبیعت مرا درک خواهد کرد و

این سکوت!!

لازم بود روزی که دوباره متولد شدم به اینجا بیایم. لباسم را در بیاورم و به طبیعت بگویم: ببخشید؛ مدتی رهایت کردم، دوری مرا ببخش. دلتنگتم. مرا با آغوش باز بپذیر، با گرما و خاک من به تو برگشته ام. 

لازم بود با باد حرف بزنم.


*یکشنبه ۱۹ تیر سال ۱۴۰۰ جاده پشت صدرا

Thursday, July 8, 2021

بهای ‏سکونت

ساکنان قلبت را به دقت انتخاب کن؛
زیرا هیچکس به غیر تو،
بهای سکونتشان را نخوهاد پرداخت.

جبران خلیل جبران

Wednesday, July 7, 2021

نو ‏شدن

افسردگی در بعضی انسانها لزوما مشکل پاتولوژیک نیست، بلکه خبر از نو شدن شخصیت یا فوران خلاقیت میدهد. لحظه هایی در زندگی انسان هست که فصل جدیدی آغاز میشود.
 
Carl Gustav Jung

Tuesday, July 6, 2021

دلم ‏گرفته

دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است،
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوشبو
که روی شاخه نارنج میشود خاموش، 
نه این صداقت حرفی که
در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست،
نه، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند.

سهراب سپهری

Monday, July 5, 2021

شعر

شعری را اگر فهمیدی
بدان که بسیار غمگینی

و با شعرس اگر زیستی
بر تو بشارت باد
که روزی در تنهایی خواهی مرد


مارک استرند

عمر ‏بر ‏باد ‏مکن

از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن

فردا که نیامده ست فریاد مکن

برنامده و گذشته بنیاد مکن

حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

Sunday, July 4, 2021

جنون

باید یاد بگیریم تا وقتی
 از عشق کسی مطمئن نشده ایم،
با او خاطره ای نسازیم!
چرا که تاوان خاطرات، جنون است و بس!


گارسیا مارکز

غم

کلوخه غم را باید به آب دهان خیس کرد
و به زبان هی چرخاند و چرخاند
و بعد فرو داد!
گفتن ندارد...

هوشنگ گلشیری

Saturday, July 3, 2021

بوته ‏های ‏خار

بوته های خار را،
     در زمین من نکار؛
شاید فردا،
         پا برهنه به دیدنم بیایی...


غاده السمان

نفرت

 یک مرده ممکن است رستاخیز کند ، اما عشقی که با نفرت خاموش شده است ، دیگر زنده نمی شود

Grazia Maria Cosima Damiana Deledda

Friday, July 2, 2021

سفر

مرگ من سفری نیست،
هجرتی است از سرزمینی که دوست نمیداشتم به خاطر نامردمانش ...
پر پرواز ندارم اما... دلی دارم و حسرت درناها
و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ماهتاب پارو می کشند
خوشا رها کردن و رفتن... خوابی دیگر... به مردابی دیگر
خوشا ماندابی دیگر... به ساحلی دیگر... به دریایی دیگر
خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی
آه، این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند ...

شاملو

مهم ‏نیست!

Thursday, July 1, 2021

تنهایی

و تو نیز نفهمیدی من چقدر تنهام!!

و تو نیز نفهمیدی که تنهایی یعنی چه!!!

تاریک همچون اعماق سیاه خودم...

Sunday, June 27, 2021

فور سیک آف هیومنیتی بکنش بیرووووووون...

Wednesday, June 23, 2021

Death will set me free

Tuesday, June 8, 2021

و خطوط
نقاش خاطرات
و کویر 
و طبیعت
و زمانی شنهای روان
آنها را پاک خواهند کرد
به گذر روانی شنها نشسته ام
و زمانی برای خاکسپاری احساسات
و زمانی برای عدم توضیح
و زمانی برای دریافت حقیقت تلخ زندگی
و زمانی برای مردن
فاحشه دنیای مدرن!

Monday, June 7, 2021

خیانت ‏و ‏خون

و دردها را فریاد زنید
خیانت
خیانت
خیانت...

واقعیت

بیشرفی، رذالت و توانایی برنامه ریزی!!!
مشخصات فردی که ....