
Thursday, May 29, 2008
Monday, May 12, 2008
..
Sunday, May 11, 2008
***
یه قسمت بزرگی توی زندگی من تموم شد. در واقع یه پرونده 8 سال و نیمه به پایان رسید و من هنوز منگم. انگاری یه تریلی 18 چرخ از روم رد شده باشه گیج گیجم. چند وقته که میرم عکاسی ولی فقط راه میرم و عکس آنچنانی نمی گیرم. امیدوارم این حالت برطرف بشه. دیروز حافظه تیمون* رو زیاد کردم نا مجبور نباشم هر ماه یه سری کپی بگیرم و خالیش کنم. برای همین الان خیلی از برنامه های ادیت عکاسی رو ندارم و هنوز هم وقت نکردم بریزم و فعلا عکسی برای اپ کردن توی باب آیز ندارم!!هر روز می رم سر کار، کاری که بیشتر گیجم می کنه. بعضی وقتا آدما رو نگاه می کنم و پیش خودم می گم آیا اینا اصلا مشکلی دارن؟ اصلا می فهمن پشت این همیشه لبخدی که بهشون می زنم چه آشوبیه؟! بعد به این نتیجه می رسم خب دلیلی نداره بدونن! مشکلاتتو برای خودت نگه دار!
* تیمون همین لپ تاپ جدیدمه!
** عکس رو با گوشی موبایلم گرفتم. یه مقداری کجه (:
Monday, May 5, 2008
روز سوم
- تو هنوز اینجایی که؟!
-عزراییل باز لیستشو جا گذاشته، منو مجبور کرده بشینم اینجا و اون از اون پایین می پرسه و منم از روی لیست نگاه می کنم ببینم درسته یا نه!
-شاهکارین به خدا شما دوتا.... راستی بوقت همراهته؟
- بوق نیست احمق، شیپوره!
- هر چی، بده یه خورده باهاش بازی کنم حوصلم سر رفته...
- ا ا ا دید چی شد؟! اشتباه کردیم، نوبت یکی دیگه بود، حواسمو پرت کردی اشتباهی تایید کردم، زکی....
روز سوم
روز آفرینش کویر، روز خلوت ...
روز اطمینان از تنهایی
تنها...
Sunday, May 4, 2008
Saturday, May 3, 2008
روز اول
هفت روز آفرینش دنیا، هفت روز آفرینش حماقت!
هفت روز جهنم، هفت طبقه جهنمی...
روز اول:
فراموشی
Friday, May 2, 2008
...
Thursday, May 1, 2008
اعتیاد خانمان سوز
عشق یه اعتیاده؟! نیست؟ به نظرم یه اعتیاد شدید روحی و جسمیه! و بیشتر جسمی، وقتی عاشق یه کسی میشی تمام وجودت پرمی کشه به سمتش .
وقتی هم که نیست انگار مواد بهت نرسیده، بدنت درد می کنه، سرت تیر می کشه، دلت می خواد داد بزنی، دلت می خواد یه کاری بکنی که از این حالت بیای بیرون! میخوای ببینیش، می خوای بغلش کنی .تا وقتی کنارت هست هیچ مرگیت نیست، وقتی نیست انگار موادم نیست .
خیلی دلم می خواد بدونم عشق بدون علاقه جنسی چجوری میشه!؟ اصلا وجود پیدا می کنه یا نه؟!
