Wednesday, July 28, 2021

آهـــو ندیده‌ای كـــه بـدانی فــــرار چیست‌
صحــــرا نبوده‌ای كـــه بفـــهمی شكــــار چیست‌
بـایـد سقــــوط كـــــرد و همـــین‌ طــــور ادامــــه داد
دریـــا نـــرفـــته‌ای بچشــــی آبشـــــار چیست‌
پیش مـــن از مــــزاحمت بـادهـــا نگـــــو
طــوفــــان نخـــــورده‌ای كـــه بفهــــمی قـــــــرار چیست‌
هـــی ســـبز در سفـــیدیِ چشمـــت جــــوانه زد
یكـــبار هــــم ســــوال نكــــردی بهــــار چیست‌
در خلــــوتت بــه عــــــاقبتم فكــــــر كــــــرده‌ای ...؟
خـــوب‌ ... !
كـــــیفر صنوبـــرِ بـــی‌بــــــرگ و بــــــار چیست‌ ...؟
روزی قــــرار شــــد برســـیم آخـــــرش بـه‌ هــــم‌
حـــــالا بگـــو پس از نـــــرسیدن قـــرار چیست‌ ...؟!

مهدی فرجی

Monday, July 26, 2021

دیر

دیر فهمیدم ولی از دیروز متوجه شدم عشق و عاشق شدن هم درک میخواد و هم شعور. مخصوصا در حد متعالیش باید شعور زیادی وجود داشته باشد. در صورتیکه خیلیها نه شعورشون میرسه و نه لیاقتش رو دارند. 
دیر فهمیدم ولی فهمیدم.

گر بیایی دهمت جان و
گر نیایی کشدم غم،
من که بایست بمیرم! 
چه بیایی چه نیایی

سعدی

Saturday, July 24, 2021

تمام ‏شد!

لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد
عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد

می شد بدانم این که خط سرنوشت من
از دفتر کدام شب تیره وام شد ؟

اول دلم فراق تو را سرسری گرفت
وان زخم کوچک دلم آخر جذام شد

گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت
دیگر تمام شد گل سرخم ! تمام شد

شعر من از قبیله خون است خون من
فواره از دلم زد و آمد کلام شد

ما خون تازه در رگ عشقیم عشق را
شعر من و شکوه تو رمز الدوام شد

بعد از تو باز عاشقی و باز...آه نه!
این داستان به نام تو، همینجا تمام شد.

حسین منزوی

Friday, July 23, 2021

بی ‏رنگ ‏و ‏جلا

همیشه این حس رو داشتم که خیلی چیزها را نمیتوانم بگویم، خیلی از احساساتم را یاد گرفتم باید فقط درون خودم بریزم. تا دیشب فکر میکردم به تنهایی عادت کرده ام. به غار، به عدم نگاه مورد علاقه ام و به عدم آن پوستی که در اعماقم  می پرستم. و هر وقت حسش سراغم میآید به سرعت با فکر در مورد ماشین و آکواریوم و مسایل کاری عقب میزنمش. ولی دیشب فهمیدم دردش مثل یک چاقو همیشه در وجودم فرو میرود فقط به درد فرو رفتن چاقو و خونریزیش عادت کردم و نه به خود درد. درد همیشه دردناکه. به قول بزرگ علوی: بعضی چیزها را نمیشود گفت، بعضی چیزها را احساس میکنید، رگ و پی شما را میتراشد و در خیلی موارد دل شما را آب میکند ولی وقتی میخواهید بیانش کنید میبینید که بی رنگ و جلاست.

Thursday, July 22, 2021

هرچه

هرچه انسان تر باشیم
زخم ها عمیق تر خواهند بود،
هرچه بیشتر دوست بداریم
بیشتر غصه خواهیم داشت،
بیشتر فراق خواهیم داشت
و تنهایی هایمان بیشتر خواهد شد.

کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد فالانچی

Wednesday, July 21, 2021

تار ‏گسسته

منم آن شکسته سازی،
 که توام نمی نوازی
که فغان کنم ز دستی
که گسسته تار مارا


سیمین بهبهانی

Friday, July 16, 2021

شنهای ‏بیابان

و من خواهم مرد
و تو 
ای گردون روزگار
فراموش خواهی کرد
زمان
و عاشق روزگار و 
و عاشق تک تک شنهای بیابان
و زمان از دست رفته عاشقی

Sunday, July 11, 2021

خسته

خیلی خسته ام

زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت

که قیمتم بشناسد به امتحان سکوت

منی که خاک نشین بودم از تجلی عشق

گذشته ام از فلک هم  به نردبان سکوت

نهفته باید و و بنهفتم  آنچه را دیدم

که عهد عهد غم است و زمان زمان سکوت

 خسته از زمان کوتاه سکوت


جاده

سکوت

به این سکوت و این جاده چه میگویی!؟

فریادی در ذهن دارم

خداحافظی ابدی

از خود دیروز 

و گفتمانی برای تک تک این پیچهای جاده

و دلتنگی برای این منظره

و همچنان عاشق طبیعت باقی خواهم ماند

فقط طبیعت مرا درک خواهد کرد و

این سکوت!!

لازم بود روزی که دوباره متولد شدم به اینجا بیایم. لباسم را در بیاورم و به طبیعت بگویم: ببخشید؛ مدتی رهایت کردم، دوری مرا ببخش. دلتنگتم. مرا با آغوش باز بپذیر، با گرما و خاک من به تو برگشته ام. 

لازم بود با باد حرف بزنم.


*یکشنبه ۱۹ تیر سال ۱۴۰۰ جاده پشت صدرا

Thursday, July 8, 2021

بهای ‏سکونت

ساکنان قلبت را به دقت انتخاب کن؛
زیرا هیچکس به غیر تو،
بهای سکونتشان را نخوهاد پرداخت.

جبران خلیل جبران

Wednesday, July 7, 2021

نو ‏شدن

افسردگی در بعضی انسانها لزوما مشکل پاتولوژیک نیست، بلکه خبر از نو شدن شخصیت یا فوران خلاقیت میدهد. لحظه هایی در زندگی انسان هست که فصل جدیدی آغاز میشود.
 
Carl Gustav Jung

Tuesday, July 6, 2021

دلم ‏گرفته

دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است،
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوشبو
که روی شاخه نارنج میشود خاموش، 
نه این صداقت حرفی که
در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست،
نه، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند.

سهراب سپهری

Monday, July 5, 2021

شعر

شعری را اگر فهمیدی
بدان که بسیار غمگینی

و با شعرس اگر زیستی
بر تو بشارت باد
که روزی در تنهایی خواهی مرد


مارک استرند

عمر ‏بر ‏باد ‏مکن

از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن

فردا که نیامده ست فریاد مکن

برنامده و گذشته بنیاد مکن

حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

Sunday, July 4, 2021

جنون

باید یاد بگیریم تا وقتی
 از عشق کسی مطمئن نشده ایم،
با او خاطره ای نسازیم!
چرا که تاوان خاطرات، جنون است و بس!


گارسیا مارکز

غم

کلوخه غم را باید به آب دهان خیس کرد
و به زبان هی چرخاند و چرخاند
و بعد فرو داد!
گفتن ندارد...

هوشنگ گلشیری

Saturday, July 3, 2021

بوته ‏های ‏خار

بوته های خار را،
     در زمین من نکار؛
شاید فردا،
         پا برهنه به دیدنم بیایی...


غاده السمان

نفرت

 یک مرده ممکن است رستاخیز کند ، اما عشقی که با نفرت خاموش شده است ، دیگر زنده نمی شود

Grazia Maria Cosima Damiana Deledda

Friday, July 2, 2021

سفر

مرگ من سفری نیست،
هجرتی است از سرزمینی که دوست نمیداشتم به خاطر نامردمانش ...
پر پرواز ندارم اما... دلی دارم و حسرت درناها
و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ماهتاب پارو می کشند
خوشا رها کردن و رفتن... خوابی دیگر... به مردابی دیگر
خوشا ماندابی دیگر... به ساحلی دیگر... به دریایی دیگر
خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی
آه، این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند ...

شاملو

مهم ‏نیست!

Thursday, July 1, 2021

تنهایی

و تو نیز نفهمیدی من چقدر تنهام!!

و تو نیز نفهمیدی که تنهایی یعنی چه!!!

تاریک همچون اعماق سیاه خودم...