درود
این هفته اخیر یه اتفاقاتی افتاد که باز دوزاریم درباره نکاتی در عکاسی افتاد. نمی دونم ای دوزاریه چرا در مورد حقوق نمیوفته. دهه. خلاصش اینکه یه مراسم جشن فارق التحصیلی لیسانسای حقوق بود که کلی هم با کلاس بید و منم چون یکی از دوستام فارغ میشد و توی مراسم بود کلی با تجهیزات رفتم که عکس بگیرم. اول از همه دوزاریم افتاد که لنز 70-200 میلیمتر واقعا چه کاربرد خدایی داره در مورد عکاسی از مراسم و اینا. بچه غول کم میاره طفلی. بعدم به کارایی فلش پی بردم که البته چون نداشتم همه عکسا با ایزوی بالا گرفته شد. توی عمرم تا به امروز یادم نمیاد که از ایزو 1600 استفاده کرده باشم بجز جمعه عصر که برای همین مراسم بود و اینا.بعدم دیرو رفتم عکاسی ماکرو که خودم با روحم پیوند خوردیم تا تونستم 4تا عکس بگیرم. کار سختیه و اصلا هم آسون نیست. یکی از دلایلش اینکه ای حشرات از بس وووول می خورن دهان مبارک احتیاج به صافکاری پیدا کرد.ماشالا یاروو کرمه به اندازه سیصد برابر خودش برگ خورد. نمی دونم کجا باشگاه بدنسازی او اینا میرفت. من کاهو هم می خورم چاق میشم. (بلا نسبت گاو)
ماکرو کار کردن آسون نیست و خیلی سخت هم نیست. و البته به جز خود لنز یه 3 پایه ماکرو و یه فلاش و سافت باکس هم الزامیه. خدا به خیر کناد. کلی زور زدم که با فلاش کار کنم. بعضی هاشون خوب میشه و بعضی هاشونم حالت غیر طبیعی پیدا می کنه. نفهمیدم مشکل چیه. باید بشینم بخونم ببینم چی به چیه.
خلاصه اینکه فعلا درگیر نکات جدید در زمینه عکاسی هستم.
آها یه نکته دیگه: وقتی داری عکاسی ماکرو می کنی نوع دیدت هم فرق فیکیله. مساله فقط زمین نگاه کردن نیست. مساله اینه که اشیا رو به صورن ریزتر و در اندازه واقعی ببینی. توی دو قدمی آدم هزاران هزار سوژه هست، مشکل فقط اینه که عادت کنی ببینیشون و تو ذهنت این تصور رو داشته باشی که چه کاری می خوای باهاشون بکنی. کار غریبیست .
قربان شما
بدورد