
با فریاد
با دلتنگی
با غم
دوری شیرینی لبان تو
در آتش خواهم شوخت
وجودم را برای اخرین لحظه لبخندت
برای آخرین دیدارت
در زیر باران نگاه خواهم داشت
آنگاه که به آرامی
گویی که جامی از لبانت می نوشم
آنگاه که جغد شب
درد آدمی را
با غم
فریاد زند
آنگاه باد
به مانند همیشه
خاکستر وجود مرا
از میان بستر تو
با خود به
ابدیت خواهد برد
با دلتنگی
با غم
دوری شیرینی لبان تو
در آتش خواهم شوخت
وجودم را برای اخرین لحظه لبخندت
برای آخرین دیدارت
در زیر باران نگاه خواهم داشت
آنگاه که به آرامی
گویی که جامی از لبانت می نوشم
آنگاه که جغد شب
درد آدمی را
با غم
فریاد زند
آنگاه باد
به مانند همیشه
خاکستر وجود مرا
از میان بستر تو
با خود به
ابدیت خواهد برد















