درود
یه تخم سگی امروز تولدش بود. پا شد رفت خونه معلم سابق ویولونش. دو تا دختر داشتن که بزرگه همیشه همبازی و البته رقیب بود. که چون همیشه حسابی تمرین می کرد به گرد پاش هم نمیرسیدم. دیدنش بعد از سالها حسابی حال داد و البته به محض اینکه پا فهمیدن تولد یه جونوریه پدر و دختر پا شدن رفتن یه کیک خریدن. چی چی بهش می گن؟ پریز سوپر، سوپر پریز، سوپپز، سوری پز، سورپریز، سورپرایز ... ها همون سورپرایز، خلاصه منو حسابی سورپرایز کردن. تا به حال اینقدر حال نکرده بودم. دمشون گرم.
آها یه چیزی، امروز اومدم به دوستم عکسای ایران رو نشون بدم بعد فهمیدم که ندارم، چون تو فوتو بوده و پاک شده، حالا از هفته دیگه توی سایت آپ می کنمشون. همینه که هست، نگین عکاسی نمی کنی که فردا به مدت 3 روز دارم میرم عکاسی.
فعلا شب خوش
بدرود.

