Thursday, October 6, 2005

شکوفه


تا شکوفه سپید سیب،
تازیانه ای به دست باد دید،
ریخت.
نازنین، چه زود رنجه می شود.

محمد زهری

ماه و چاقو



ماه
عریان
ناهنگام
از پشت پنجره آشپزخانه گذشت
سیب
سرخ تر شد
و چاقو از دستم افتاد
بر زمین.

رضا چایچی

سگهای چشم تو


سگهای چشم تو
این تازیان فرز شکاری
پر می دهند کبک نگاهی را
از جنگل تمشک مژگان
هان ای شکارچی
در فرصت طلایی شبگیر
نخجیر...
تیر.

فرخ تمیمی

که را؟



تگرگی سخت می بارد
گلی از شاخه می افتد

که را رویا؟ که را کابوس؟

منصور اوجی

لحظه دیدار









لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد دلم، دستم
باز گویی در هوای دیگری هستم.

های نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ!
های نپریشی صفای زلفکم را ،دست!
آبرویم را نریزی دل!
لحظه دیدار نزدیک است.

م.امید

دیدار در فلق


تو مثل لاله پیش از طلوع دامنه ها
- که سر به صخره گذارد،
غریبی و پاکی
تو را ز وحشت توفان به سینه می فشرم
عجب سعادت غمناکی!
منوچهر آتشی

Sunday, October 2, 2005

امشب!


یک بوسه از لبان تو پاداش شعر من
امشب فراز جاده ابریشم است ماه
امشب کنار شاخ کنار است عطر سبز
امشب...!
منصور اوجی

سلاخی


سلاخی
زار می گریست
به قناری کوچکی
دل باخته بود.
.شاملو

Saturday, October 1, 2005

ای کاش...

ای کاش که جای آرمیدن بودی
این ره دور را رسیدن بودی
یا از پس صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی



ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یک دم عمر را غنیمت شمریم
فردا که از این دیرکهن در گذریم

با هفت هزار سالگان سر به سریم

خیام

زیباست

آري
نواي او چه زيباست !
نواي غم من
نواي باد
مرداب ،
نواي دردهاي من ،
فريادهاي
پر تلالوي جغد.
آري زيباست .