Saturday, July 14, 2007

بازگشت جغد

دارم بر می گردم ولایت. برای عکاسی بد نبود ولی نداشتن سه پایه حالمو حسابی گرفت. خیلی وسیله لازمیه. تقریبا برای خیلی مئلهای عکاسی لازمه. امیدوارم بتونم تهیه اش کنم. فعلا که تا خرخره تو قرضم. بنابراین خرید تعطیل. مگه اینکه ییهویی معجزه بشه.
فعلا
بدرود

Friday, July 13, 2007

...

اومدم یه شهری به نام مونتریال یا منترآل! به هر حال جفتش یکیه. خودمو خفه کردم با عکاسی از در و ساختمان. کار سختیه. بچه غول خوابیده و جاشو داده به یه چشی. همش داره کار می کنه طفلی. دیگه اینکه فعلا در حال یافتن راه حلهایی برای نجات وسایل هستم. امیدوارم بشه. نیلو هم تایید کرد که حفظشون کن، دیگه دستور از مقامات بالاتر رسیده باید عمل کرد. دیگه اینکه تا چند ماه دیگه خرید تعطیل. برای همین یک سری عکس گرفتم با ایزو بالا و اف پایین. از نظر تکنیکی یعنی مزخرف. حالا براتون کم کم می زارم توی سایت ببینین. جالبه.
قربان همگی
فعلا
بدرود

Sunday, July 8, 2007

سنجابهای جاسوس

این عکسو کاوه دیروز برام فرستاد. فکر کنم خبر خبرگزاری ایرنا در مورد بازداشت چند سنجاب جاسوس توسط نیروی انتظامی رو شنیده باشید. فردا احتمالا می گن چند تا غاز کودتا چی و یا چند عدد گراز که عضو مجاهیدن بودن رو هم باز داشت کردن. یعنی اونی که این گزارشو نوشته چی فکر می کرده؟؟ ملتو چقدر احمق فرض می کرده؟ آخه به کجا می خوان برسن. می خواستم مطالب دیگه ای هم بنویسم که فعلا تو کف این خبر موندم....
قربان همگی

Thursday, July 5, 2007

خاک

گویا تنبلی و خماری و یا بی حرفی گریبانگیر همه شده. از فرشته بگیر و برو و آرتین و سپیده و مانی و بقیه رو رد کن تا برسی به ندا که همچنان گه گداری می نویسه. نمی دونم چی شده. خود منم همچین حرف خاصی برای گفتن ندارم. و البته شدیدا ذهنم در گیره. از نظر عکاسی که در واقع نقطه اشتراک هممون هست بگم دارم روی مساله ای فکر می کنم که مقداری جدی هست. مساله اینجاست که اگه بخوام از عکاسی مقداری هم پول در بیارم باید مقداری روی عکاسی پرتره و استودیوی فکر کنم و حداقل یه فلاش تهیه کنم. و بقیه وسایل رو هم اجاره کنم. حالا شدیدا دارم روی این مساله فکر می کنم تا ببینم چی میشه.
مشکلش فقط وسایل نیست، باید بشینم اونوفت هی بخونم تا یه مقدار بفهمم چی به چیه و این وقت می خواد. و بعد هم و از همه مهمتر مجبور میشم لپ تاپ رو هم عوض کنم تا عکس با ادیت مزخرف تحویل ملت ندم. فعلا در خم اولین پیچ گیر وکردم. تا ببینم چه وشود.
امیدوارم آخر هفته بتونم برم عکاسی ماکرو. البته بدون سه پایه. فعلا در غمو غصه نداشتن سه پایه موندم تا بعد که تهیه کنم.
ملت یه حالی به وباتون بدین. خاک همه جا رو گرفت ها!!!

Wednesday, July 4, 2007

Wednesday, June 27, 2007

...

تو در وجودم
برهنه
به رقص در آمدی
وجودت در میان شعله های آتش وجودم
به آرامی به رقص در آمد
از تنهایی و
خداوندگار عشق
در وجودم
نجوایی کردی
اینک صدای آتش به گوشم می رسد
از آتش جهنم برایم وجودی ساختی
به مانند خودم
سالهاست که دارم می سوزم
سالهاست که آتش وجودت مرا می سوزاند

Monday, June 25, 2007

سبزه زار چشمانت

دخترک کولی
چشمان سبزت
را به خاطر خواهم داشت
زمانی که مرا بوسیدی
مرا در سبزه زار چشمانت
تنها رها کردی
در میان گندم زار زردی قدم می زنم
برای بوسه هایت دلم تنگ است.

Sunday, June 24, 2007

...

فعلا سایت عکاسی را افتاد.

Friday, June 22, 2007

عکاس


درود

باید منظم بشم. به مدت 6 یا 7 ماه تمام زندگیم از ماشین و کار و ازدواجم و درسام شدیدا به این بستگی داره که منظم بشم. توی عمرم از منظم بودن متنفر بودم. مخصوصا با این وضع خونه بدوشی. ولی حالا باید درست همه چیز رو تنظیم کنم. از وقت خواب گرفته تا وقت غذا و وقت درس خوندن و وقت عکاسی.

عکس بالا رو ببینین و حال کنین. به این می گن عکاسی.

* عکس از من نیست و عکاس رو هم متاسفانه نمی دونم کیه. کسی بدونه خوبه که بهم بگه. ممنون میشم.

قربان همگی

بدورد

Wednesday, June 20, 2007

عقب موندگی + فحش می دهیم راحت

عقب موندگی که شاخ و دم نداره که. مملکت عقب مونده با مردمان عقب مونده. امروز دو نفر رو توی تاکستان سنگسار کردن. زن بیچاره از شوهر قبلی اش طلاق نگرفته بوده و رفته با یکی دیگه زندگی می کرده و حتی بچه هم داشته. آخه قرمساقا جاکشا این دیگه رابطه نا مشروع نیست که. خیلی دلم می خواد اون قاضی بی پدری که این حکم رو داده و اون شوهر بی شرفی که رفته شکایت رو ببینم و یه کنده نیم سوز... تمام غم و ذکر دولت و سیستم نظامی و قضایی ما شده اینکه بگردن ببینن کی داره کی رو ... که ببینن اسلامیه یا نه. فلان اول و اخر اون کسی که رابطه نامشروع و مشروع رفت تو ذهنش. که اینقدر همه چیز ذهنش فقط به اونجاش بوده. اینقدر از خوندن این خبر ناراحتم که نگو. من دارم اینجا چی می خونم و توی ایون کشور چی می گذره. کاش بشه آمریکا یا کل دنیا بزنن اون کشور رو با کل سیستمش با خاک یکسان کنن. نسل بعدی دیگه نباشه. این مذهبیای که خر پیششون متفکره هم از بین برن دنیا نفس راحت بکشه.