Sunday, January 13, 2008

اعتیاد وبلاگی

وبلاگ خوندن یه جورایی شبیه خوندن کتابه، منتها با هزاران تفاوت! خیلی وقتا فکر می کردم هر کتابی رو حتما باید یک باری خوند. بعد دیدم که نه این مار یه اشتباه خیلی بزرگه. هزاران نکته در انتخاب کردن کتاب موثره! مثل نویسنده کتاب، مترجمش، عنوانش، انتشاراتیش، زمانش و هزاران نکته ریز و درشت.
قبلن بدون اینکه توجه کنم بعضی وقتا می شستم و بعضی از وبلاگا رو می خوندم، حالا به این نتیجه رسیدم که اینترنت خودش اعتیاد آوره و دیگه اینکه آدم بشینه هر چرتو پرتی رو که می نویسن بخونن اشتباه پشت اشتباه میشه.
خلاصه اینکه به نظرم باید ور رفتن اینترنتی رو محدود کرد و دوباره رو به کتاب آورد. اینطوری از اعتیاد به اینترنت هم کم میشه.

Friday, January 11, 2008

عکس جغد

یه هفته است منتظرم آقای محمد شیرانی آنلاین بشن و اجازه بگیرم ازشون و عکسشون رو استفاده کنم. چون نیومد و منم که حسسسسسساس! دیدم نمیتونم صبر کنم و عکس ایشون رو استفاده کردم. اگر ناراحت شد امیدوارم که مرا ببخشاید و اگر خیلی ناراحت شد و کسی فهمید حتما به من بگه که عکس رو بردارم.
تا اطلاع ثانوی این عکس وبلاگ وزین جغد می باشد.

Owlph.com

وبلاگ عکاسی جغد رو راه انداختم. امیدوارم که ادامه پیدا کنه. برای دل خودمه همین.
آدرسشم همین سمت راست گذاشتم، البته اگه گمش کردین!!!

Thursday, January 10, 2008

من بی تقصیرم

درود
خب من که آخرشم عکاسی نرفتم، نمی دونم دلیلش اینه که کار دارم یا اینکه درس دارم! یا اینکه هوا بده و یا اینکه من حوصله ندارم؟! یا اینکه واقعا دچار بیماری خطرناک کونگشادی شدم!! خلاصه هر روز که نمی رم عکاسی یه سری بهونه و دلیل توی مغزم ردیف میشه که چرا نرفتم عکاسی!
داشتم فکر می کردم، من که نرفتم عکاسی ولی عوضش(؟؟؟؟!!!!!) نشستم کلی خرت پرت خوندم(خرتو پرت خوندنیه مگه!؟ جدیده؟؟؟) خلاصه کلی در مورد عکاسی پرتره و استفاده از فلاش و چندین نقد لنز و دوربین خوندم، که مثلا با سوات بشم. همش هم تقسیر ای سها هست. خلاصه حالا می خوام این کشفیات و اطلاعات شخمیم رو بزارم تو وبلاگ عکاسی جغد. خیر سرم قرار بوده که گروهی باشه و لی همه همچین....
اینجا رو هم باید چند تا لینک اضافه کنم و یه خورده بهش برسم....
البته اگه باز بهونه های بالا جلومو نگیرن... تقصیر من که نی تقصیر اوناستD:
فعلا
بدرود

Tuesday, January 8, 2008

لجوج

اومدم ازش عکس بگیرم، قیافشو همچین کرد، انگاری همچین سر لج افتاده بود دهن کجی حسابی کرد(((((:

Monday, January 7, 2008

سرما خوردگی

سرما خوردم خرکی! 4 روزه افتادم. نمی تونم بشینم سر درس. درسها هم عقب مونده. کارای اداری عقب مونده. دارم دیوانه میشم. حوصله ندارم. قاطی کردم یه جورایی. این وسط هم لپتاپ هی ارور میده، شوهر خاله گرامی که تو کار تعمیرات و کامپیوتر هست میگه این معمولا ارور قبل از سوختکی هارد می باشد. ییهو صفحه آبی میشه و بعدم لپ عزیز زحمت می فرماین و کاری ندارن که چه غلطی می کنی و ییو خودشون خودش رو خاموش روشن می فرمایند. 4 سالشه دیگه. پیر شده...
همه چی شده غوز بالا غوز
خدا مارا رحمت فرماید.
در ضمن هوا اینجا بر عکس تهران گرم شده. مثبت( توجه فرمایید+ نه -) مثبت 12. عین بهاره. آدم دلش می خواد بره بگرده ولی من که مریض شدم. ای تو روحه هر چی ویرووش( س نه ش).
فعلا
بدرود

Saturday, January 5, 2008

باید

ترنج محسن نامجو جزو آهنگاییه که همینطور پشت سر هم می تونم گوش بدم. تو قسمت اول وقتی فریاد می زنه انگاری که خودم دارم داد می زنم. بدجور آهنگیه. دلم برای خیلی چیزا تنگ شده. بریدم. نمی دونم چی به چیه. احساسم چیه! همه چیزم قاطی شده، دیگه حتی شوق بیرون رفتن و عکاسی کردن رو ندارم. الان اگه فحشم بدم یکی دیگه میاد خر آدم می گیره که چرا فحش دادی بعد خر بیار و باقالی بار کن، بی خیالش.
یه اسلحه قدیمی می خوام. یه اسلحه زمان قجری که مجبور باشم آروم پرش کنم. یه بطر ویسکی باز کنم. بهترین ویسکی که دارم. 18 ساله! و یه سیگار برگ اعلا ور دارم. و آروم شروع کنم تمیز کردن ، وقتی تمیز شد ، آروم شروع کنم پر کردنش. وقتی پر شد... بنگ.
خسته شدم. باید کاری کرد.
باید مرد...

Thursday, January 3, 2008

عجبم

عجبم از این مردم پست
از این مردم زنده کش مرده پرست
تا هست، بکشندش به جفا
تا مرد، ببرندش سر دست

Wednesday, January 2, 2008

...

خوشبختانه داستان به خیر گذشت. خدا این مدیریت گالری را خیر دهاد که مساله رو حل کرد.

Tuesday, January 1, 2008

...

درودتا جایی که می دونم وبلاگ یه محیط شخصیه. به علاوه وبلاگ من رو تعدادی کمتر از 10 نفر از دوستان بسیار صمیمی می خونن و شما هم با سرچ اینترنتی پیدایش کردی. چند روز پیش عکس گذاشته بودید که خلاف مقررات سایت بود و یه تذکر قانونی دادم. نه به عکاسی شما کار دارم و نه به عکاسی بقیه افراد در این سایت. هنوز هم بر سر حرفم هستم عکس شما خلاف مقررات سایت هست. شما علاقه بیشتری به حواشی دارید تا من. بعد از نوشتن اون مطالب که پاک شد شما با کپی کردن از وبلاگ شخصی من به جریان دامن زدید. و حاشیه ای درست کردید. می توانستید در همان وبلاگ جواب دهید. حاضر به خود سانسوری در هیچ شرایطی نیستم و نظرم را حداقل در تنها جایی که به نظرم! جای شخصی محسوب می شود بیان می کنم. با دیدن حاشیه سازی شما ورود به وبلاگم را محدود کردم به دوستان خودم تا باز جریان ادامه پیدا نکند. ولی شما باز ادامه اش دادید. در ضمن اگر نظرات من ناراحتتان می کند نخوانید. اگر هم مایل هستید می توانید با یک جشتجوی اینترنتی هزاران وب و سایت پیدا کنید که ملت ایران را به سخره، نقد و فحاشی کشیده اند.( گویا ایران و ملت ایران برای شما حالت تقدس پیدا کرده! البته نمی دانم اگر اینقدر مقدسن چرا در کشور خود نیستید!!؟؟) دیگر اینکه به گمانم شما مافیای قدرتمند تری دارید تا من. در پایان یه نکته مهم را می خواهم برای بقیه دوستان بیان کنم: فامیلی هندی زاده در واقع فامیل دوم حضرت آیت الله خمینی بوده و هست. و می دانید که طبق قوانین هرگونه فحاشی به ایشان جرم محسوب می شود. خواهشن رعایت کنید و نگذارید جریان را خواسته و یا ناخواسته به سمتی کشیده بشود که همه گالری بر باد برود.احتمالن هنوز نمی دانید چه می کنید! ممکن است خطرناک باشد! جنجال بیشتری درست نکنید. برای همین لطفا از مدیران گالری می خواهم که در هر قسمتی اسمی از من آورده شده پاک کنند و خواهشن اکانت من را نیز پاک کنند. .با سپاس بدرود