Tuesday, February 14, 2012

Saturday, February 11, 2012

داستان عجیب غریبیست. حماقت بشری.....
دوست دارم اتفاق امشب رو خوب درک کنم و بفهمم. حس بدی دارم, غلیم دزد گرفته, دستم لرزش پیدا کرده. نمی تونم درک کنم. گرچه اونجا بزرگ شدم و این حرفا رو قبلن شنیده بودم ولی اینکه اینجا دوباره....خیلی عجیبه.....کاش میمردم.....

Thursday, January 26, 2012

لاکپشت زنده ای یا منقرض شدی?! خبری ازت نیست!

Friday, January 20, 2012

جمعیت جمعیت آدم.....

Wednesday, January 11, 2012

هند

از هند برگشتیم. مسافرت بسیار جالبی بود و در عین حال بسیار خسته کننده. کثیف و شلوغ. کلی عکس گرفتیم ولی هیچ کدوم از عکسها به علتهای مختلف خوب نشدن، برای همین کلا بی خیال عکس هنری گرفتن شدیم و فقط سعی کردیم خوب بگیریم که خاطره ای برامون باقی بمونه.


* باید این کی برد رو درست کنم که بتونم درست تایپ کنم. اینطوری نمیشه.
** حمیده کلی از من بیشتر عکس گرفت. کم کم عکساشو آپلود می کنه. اونا رو هم به ببینین.



Friday, November 18, 2011

Saturday, November 12, 2011

هنوز

زودتر رسیدم سر امتحان و حالا نیم ساعت وقت دارم. محل امتحان مقداری بالاتر از سطح خیابونه و به موزه مرکزی تورنتو هم دید داره. دارم به محمد نوری گوش میدم و کافی رو آروم آروم میخورم(می نوشم!). انگاری نه انگار این آهنگ و کافی مورد علاقمه. هر وقت به نوری گوش میدم شدیدا حال و هوای ایران دستم میاد. انگاری همیش
ه قسمتی از وجودم اونجا مونده. بعد اینهمه سال هنوز....


Tuesday, November 8, 2011

مغازه ای با قدمت بیش از 100 سال در شهری شمال تورنتو باجمعیتی کمتر از 2000 نفر. کجاش جالبه?! خب مغازه از هفت مغازه کنار هم تشکیل شده که مال یک خانواده هست و از لباس مردانه و زنانه گرفته تا کفش و زیر پوش و جواهرات و خلاصه هر چیزی که یه آدم برای پوشیدن احتیاج داره رو برای فروش داره. و اما در مورد کفش: بیش از 500 نوع کفش داشت که خیلیا از تورنتو پا میشن میرن اونجا برا خرید. اینو بهش میگن تجارت موفق. دمشون گرم.

Tuesday, November 1, 2011

Samuel Bradley

Tuesday, October 18, 2011






خلاقیت:

http://photo.net/photodb/photo?photo_id=10364225