Its so hard and annoying to loose the chain of thought in the middle of the question in the middle of Constitute II class. I barely could finish my sentence and everything goes from strong good comment to a jibrish crap.
Tuesday, March 3, 2015
Thursday, February 19, 2015
Thursday, November 21, 2013
لعنت خونه
به قول صادق هذایت زندگی من یه توهمه! یه سوء تفاهم!
وارد شدن دوباره به دانشکده حقوق و داستان همیشگی نگرانی امتحان هیچ وقت عادی نمیشه حتی وقتی سن بالاتر رفته باشه و زن و فرزند داشته باشی.
برای انهایی که از این همه درس خوندن من گیج شدن: اینحا برای کسایی که لیسانس حقوقشون از کشورهایی با حقوق نا نوشته نیست مثل کانادا و انگلیس و استرالیا و آمریکا؛ باید از اول بری دانشگاه و شروع کنی خوندن و البته ربطی هم نداره که فوق لیسانس داشته باشی. کلن فوق برای تحقیقات هست و نه وکیل شدن.
لعنت بر خودم که هر چه کردم خودم کردم شروع شد...
وارد شدن دوباره به دانشکده حقوق و داستان همیشگی نگرانی امتحان هیچ وقت عادی نمیشه حتی وقتی سن بالاتر رفته باشه و زن و فرزند داشته باشی.
برای انهایی که از این همه درس خوندن من گیج شدن: اینحا برای کسایی که لیسانس حقوقشون از کشورهایی با حقوق نا نوشته نیست مثل کانادا و انگلیس و استرالیا و آمریکا؛ باید از اول بری دانشگاه و شروع کنی خوندن و البته ربطی هم نداره که فوق لیسانس داشته باشی. کلن فوق برای تحقیقات هست و نه وکیل شدن.
لعنت بر خودم که هر چه کردم خودم کردم شروع شد...
Tuesday, November 19, 2013
Tuesday, September 25, 2012
Thesis
جمعه ثبت شد تموم شد رفت. راحت شدم حسابی:
http://qspace.library.queensu.ca/bitstream/1974/7489/1/Hendizadeh_Babak_201209_LLM.pdf
http://qspace.library.queensu.ca/bitstream/1974/7489/1/Hendizadeh_Babak_201209_LLM.pdf
Wednesday, June 13, 2012
Monday, June 11, 2012
به شدت موافقم
در سی سال اخیر، مردم ایران قربانیان بسیاری دادهاند. نوع برخی قربانی
شدنها دیدنی و بازشناختنی است: آنها که اعدام شدند، به زندان رفتند، در
جبهه شهید شدند، بدنشان آسیب دید، کسانی که اموالشان مصادره شد، شغل خود را
از دست دادند یا در جنگ بیخانمان شدند.
بسیاری از قربانیشدنها هم چندان دیدنی و حسکردنی نیست. قربانیانی هستند که آنچه از دست دادهاند نمیتواند به آسانی اندازه گرفته شود. صدها هزار نفری که طی سه دهه گذشته ایران را ترک گفتند و از وطن خود محروم شدند، قربانیان خاموش جمهوری اسلامیاند. پدران و مادرانی که از دوری فرزندانشان دق کردند، خانوادههایی که از هم پاشید، آوارگانی که جان از جمهوری اسلامی به در بردند اما از تلخی بیخانمانی و بیسرزمینی جان سپردند. همه قربانی دادنها ریشههایی از تنفر را در دل شهروندان ایرانی تنیده و تنومند کرده است.
قسمتی از نوشته آقای مهدی خلجی در بی بی سی در بخش ناظران می گویند.
بسیاری از قربانیشدنها هم چندان دیدنی و حسکردنی نیست. قربانیانی هستند که آنچه از دست دادهاند نمیتواند به آسانی اندازه گرفته شود. صدها هزار نفری که طی سه دهه گذشته ایران را ترک گفتند و از وطن خود محروم شدند، قربانیان خاموش جمهوری اسلامیاند. پدران و مادرانی که از دوری فرزندانشان دق کردند، خانوادههایی که از هم پاشید، آوارگانی که جان از جمهوری اسلامی به در بردند اما از تلخی بیخانمانی و بیسرزمینی جان سپردند. همه قربانی دادنها ریشههایی از تنفر را در دل شهروندان ایرانی تنیده و تنومند کرده است.
قسمتی از نوشته آقای مهدی خلجی در بی بی سی در بخش ناظران می گویند.
Monday, June 4, 2012
بغض
پیشانی
ام چسبیدن به لبانت را میخواهد...و موهایم بوییدنت... و چشمهایم خیس کردن پیراهن
مردانه ات
..عجب بغض پرتوقعی دارم من امروز...
..عجب بغض پرتوقعی دارم من امروز...
Sunday, June 3, 2012
Subscribe to:
Posts (Atom)