دلم عجیب گرفته است،
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوشبو
که روی شاخه نارنج میشود خاموش،
نه این صداقت حرفی که
در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست،
نه، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند.
سهراب سپهری
از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
فردا که نیامده ست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن