Thursday, February 14, 2008
Sunday, February 10, 2008
بازنگری
Friday, February 8, 2008
سه تفنگدار

دیرو رفتیم عکاسی! بعد دو روز طوفان برفی حسابی ییهو دیرو آفتابی شد و منو ورهرام و نیما رفتیم عکس بکشیم. جای دوستان خالی، هوای خیلی خوبی بود فقط یه نموره سرد بود (منفی 12) بعدم کلی برف بود که چون کفش خوبی نداشتم تمام مدت پاهام یخ زد. اشکم در اومد. به پیشنهاد نیما رفتیم یه پارک جنگلی که آبشادر زیبایی داشت. عکس منظره آبشار رو می تونین توی سایت ورهرام ببینین. ای عکسایی هست که من از ای دو تا گرفتم...
Wednesday, February 6, 2008
یکی دیگه هم رفت...

نیکول فریدنی، عکاس برجسته ایرانی که بیشتر با عکس هایش از طبیعت شهرت دارد، در ۷۳ سالگی با زندگی وداع کرد.
نیکول فریدنی که مدت ها از بیماری رنج می برد، در حالی که مشکل سخن گفتن و شنوایی داشت، به دلیل عوارض ناشی از سرطان پروستات و عفونت ریوی، صبح امروز در خواب در منزل از دنیا رفت.
او در منزل خود گالری کوچکی داشت که عکس هایش را در آن نگهداری می کرد و در ماه های اخیر خبرهایی از تاسیس مدرسه عکاسی نیکول اعلام شده بود.
نیکول فریدنی اگر چه به عکاس طبیعت معروف شده است، اما عکس های بسیاری با موضوعات دیگر نیز داشت که از آن جمله می توان به عکس های تهران، قم و مشهد او اشاره کرد که در آن مجموعه عکس های مختلفی از دوره های تاریخی مختلف این شهر ها و به خصوص بناهای آن شهرها داشت.
ماه منیر سلطانی همسر نیکول در گفت و گو با خبرگزاری های ایران گفته است که همسرش وصیت کرده تا در امام زاده طاهربهخاک سپرده شود.
نیکول فریدنی در سال ۱۳۱۴ در شیراز به دنیا آمد و از شش سالگی با عکاسی آشنا شد.
از او کتاب هایی درباره کرمان، ماهان، گیلان، اصفهان، مجموعههای ایران و ... چاپ شده و مجموعه های بسیاری آماده چاپ دارد.
نیکول فریدنی که مدت ها از بیماری رنج می برد، در حالی که مشکل سخن گفتن و شنوایی داشت، به دلیل عوارض ناشی از سرطان پروستات و عفونت ریوی، صبح امروز در خواب در منزل از دنیا رفت.
او در منزل خود گالری کوچکی داشت که عکس هایش را در آن نگهداری می کرد و در ماه های اخیر خبرهایی از تاسیس مدرسه عکاسی نیکول اعلام شده بود.
نیکول فریدنی اگر چه به عکاس طبیعت معروف شده است، اما عکس های بسیاری با موضوعات دیگر نیز داشت که از آن جمله می توان به عکس های تهران، قم و مشهد او اشاره کرد که در آن مجموعه عکس های مختلفی از دوره های تاریخی مختلف این شهر ها و به خصوص بناهای آن شهرها داشت.
ماه منیر سلطانی همسر نیکول در گفت و گو با خبرگزاری های ایران گفته است که همسرش وصیت کرده تا در امام زاده طاهربهخاک سپرده شود.
نیکول فریدنی در سال ۱۳۱۴ در شیراز به دنیا آمد و از شش سالگی با عکاسی آشنا شد.
از او کتاب هایی درباره کرمان، ماهان، گیلان، اصفهان، مجموعههای ایران و ... چاپ شده و مجموعه های بسیاری آماده چاپ دارد.
خبر و عکس از بخش فارسی بی بی سی
* طفلی یه جورایی راحت شد. روحش شاد.
Tuesday, February 5, 2008
تسلیت
عكاس كوههاي ايران درگذشت
قدرت الله كسرائيان عكاس كوههاي ايران و برادر نصرالله كسرائيان عكاس سرشناس ايراني كه به بيماري سختي مبتلا بود،13 بهمن ماه 1386 در گمنامي در تهران درگذشت.
خبرگزاري ميراثفرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر:قدرتالله كسرائيان استاد دانشگاه و عكاس پيشكسوت بعد از تحمل يك دوره طولاني بيماري در تهران درگذشت.
به گزارش ميراث خبر قدرت الله كسرائيان عكاسي كه از چه در دوره سلامت و چه در دوره بيماري از همه كوههاي ايران عكاسي كرده بود در گمنامي كامل روز شنبه 13 بهمن ماه در تهران درگذشت.
وي كه برادر كوچك نصرالله كسرائيان عكاس صاحب سبك و مستند نگار و مردم شناس ايران است و متولد خرم آباد بود. وي از چند سال پيش به ALC مبتلا شده بود و به همين خاطر در يكي از شهرهاي شمالي زندگي مي كرد. در اين بيماري مغز سالم و عضلات به مرور تحليل ميرود. اما با اين همه در دوران بيماري نيز به عكاسي مشغول بود و از بخشي از كوههاي منطقه عكاسي كرده است. مهمترين كتابي كه از اين عكاس پرتلاش منتشر شده ؛ كتاب كوههاي ايران است. قدرت الله كسرائيان از ماه پيش با وخيم شدن وضعيت جسمي اش به تهران منتقل شده بود.
مهرناز اسدي مستند ساز فيلمي براساس زندگي و بيماري وي ساخته بود كه نشان فيروزه بهترين فيلم مستند كوتاه از جشنواره سينما حقيقت را از آن خود كرد.
به گزارش ميراث خبر قدرت الله كسرائيان عكاسي كه از چه در دوره سلامت و چه در دوره بيماري از همه كوههاي ايران عكاسي كرده بود در گمنامي كامل روز شنبه 13 بهمن ماه در تهران درگذشت.
وي كه برادر كوچك نصرالله كسرائيان عكاس صاحب سبك و مستند نگار و مردم شناس ايران است و متولد خرم آباد بود. وي از چند سال پيش به ALC مبتلا شده بود و به همين خاطر در يكي از شهرهاي شمالي زندگي مي كرد. در اين بيماري مغز سالم و عضلات به مرور تحليل ميرود. اما با اين همه در دوران بيماري نيز به عكاسي مشغول بود و از بخشي از كوههاي منطقه عكاسي كرده است. مهمترين كتابي كه از اين عكاس پرتلاش منتشر شده ؛ كتاب كوههاي ايران است. قدرت الله كسرائيان از ماه پيش با وخيم شدن وضعيت جسمي اش به تهران منتقل شده بود.
مهرناز اسدي مستند ساز فيلمي براساس زندگي و بيماري وي ساخته بود كه نشان فيروزه بهترين فيلم مستند كوتاه از جشنواره سينما حقيقت را از آن خود كرد.
* روحش شاد.
Saturday, February 2, 2008
می بندیم
بعضی وقتا آدم فکر می کنه اینکارو می کنه و اونکار رو انجام میده و خلاصه حسابی برنامه ریزیهایی برای خودش انجام میده. تقریبا تا به امروز هیچ کدوم از تصمیماتم به سرانجامی نرسیده... همیشه پا در هوام!
وبلاگ عکاسی جغد(این نه) رو می بندم، چون نمی رسم هر روز آپلودش کنم. ایجادش کردم که به جایی برسه که نرسید. واقعا هم وقت نمی کنم به 3 تا وب و سایتی که دارم برسم. 2 تاش زیادیه چه برسه به 3 تا. تا یه هفته باقیه، اگه مطلب و چیزی اونجا دارین و می خواین حفظش کنین لطفا برید و کپیش کنید. احتمالن مطالب مفیدی رو که خودم توی لپ ندارم رو یا بزارم اینجا و یا توی حافظه لپ زخیرش کنم. فعلا تصمیمی دربارش نگرفتم. تا ببینم چی پیش میاد.
* اگر خداوند با کتک ببندد دری، بدون مالیات گرفتن نمی گشاید دری!!!
وبلاگ عکاسی جغد(این نه) رو می بندم، چون نمی رسم هر روز آپلودش کنم. ایجادش کردم که به جایی برسه که نرسید. واقعا هم وقت نمی کنم به 3 تا وب و سایتی که دارم برسم. 2 تاش زیادیه چه برسه به 3 تا. تا یه هفته باقیه، اگه مطلب و چیزی اونجا دارین و می خواین حفظش کنین لطفا برید و کپیش کنید. احتمالن مطالب مفیدی رو که خودم توی لپ ندارم رو یا بزارم اینجا و یا توی حافظه لپ زخیرش کنم. فعلا تصمیمی دربارش نگرفتم. تا ببینم چی پیش میاد.
* اگر خداوند با کتک ببندد دری، بدون مالیات گرفتن نمی گشاید دری!!!
Friday, February 1, 2008
Monday, January 28, 2008
Thursday, January 24, 2008
خاطرات
قدرت لپ تاپ جدید این امکان رو بهم میده که تمام عکسایی رو که روی هارد جدا ضبط شده رو یکجا بتونم ببینم. سرعت خوبی داره و آدم و کلافه نمی کنه. بعد داشتم فکر می کردم که چقدر بده که من اینهمه مدت همش هر جا رفتم تو فکر این بودم که چجوری یه عکس خوب بگیرم و اگه هوا خراب بوده و یا نیمچه تاریک بوده و یا منظره نبوده و یا به هر کوفتی بوده، عکس نگرفتم و در واقع عکس یادگاری نگرفتم. الان می بینم که خیلی کار احمقانه ای کردم. خیلی. عکس یادگاری هر جوریشم باشه کلی نکته توشه. کلی می چسبه.
حیف...
این عکس دقیقا مال یکسال پیشه، قبل از امتحانا، خل شده بودم، توی اتاق خوابگاه.
اینم عکس توی بهار. بعد امتحانا، با کمک یکی از دوستان. بحث سر این بود که از اجزای اطراف چقدر میشه برا عکاسی استفاده کرد.
این شد که نشستیم تو ماشین کلی عکس از هم گرفتیم. این بد نشد.
Subscribe to:
Posts (Atom)


