Friday, February 29, 2008

..

از عکاسی و اوسبوفی حالم داره به هم می خوره. من استعفا میدم.

Tuesday, February 26, 2008

رویای جدید


در راستای علاقه شدید به غول آهنی شدیدا به این غول آهنی جدبد ساخت شرکت تویوتا با نام اف جی کروز علاقه مند شده ایم. رفتم توش نشستم، واقعا عین تانک می مونه. اصلا دید خوبی نداره و در نگاه اول به نظر ابتدایی میاد ولی، آآآآآآمااااا، یه موتور 4 لیتری داره با239 اسب بخار قدرت و 278 تورک یعنی یه چیزی تو مایه های تانک چیفتن!!!
در عوضش همچین خوش اشتها تشریف دارن و حسابی مصرف بنزینشان بالاست. روزی که من این غول آهنی رو ابتیاع کنم بعنی علنا خودم رو بدبخت مالی کردم و البته فکر نفوکولین که من از ای چیزا واهمه داردم. هرچی نباشه یه عمری غول سوار بودیم D:

نمایشگاه



نمایشگاه ماشین تورنتو
عکاس هم رفیقم گری هست.

Monday, February 25, 2008

...

خبر خاصی نیست جز اینکه واقعا مرده شور هر چی کشور سرد رو ببرن. عقاب اینجا تخم نمی زاره....

Tuesday, February 19, 2008

...


سرده...

خبر

چندین خبر باید بگم:

یکی اینکه سها هم به جمع دوستان پیوست و وبلاگ عکاسی خودشو راه انداخت. اگرچه بدوالورود تنبلی پیشه فرمودن و آپ نمی فرمایند!!! اینم آدرسش:
http://gallery.sohastar.com/

دویم اینکه یک سایت پیدا کردم همچین آدمو حالی به حالی می کنه. حوصله کردین بشینین همه عکسا رو ببینین:
http://www.lifegoesonintehran.com/index.html

آدم شدیدا نوستالژیک میییشه.

سیم اینکه هیچوقت حماقت آدمی رو دست کم نگیرید.

چایم اینکه با یکی از رفقا رفتم نمایشگاه ماشین. جونم در اومد! 4 ساعت عکاسی با 14 کیلو دوربین و کوله. و چون فلاش نداشتم حتی یکی از عکسا هم به درد کوفت نمی خوره ولی به همین علت بعضیهاشو آپ می کنم تو سایت تا چشم دراد.

Thursday, February 14, 2008

..

اگه بشه فردا برم عکاسی. اگه....

Sunday, February 10, 2008

بازنگری

باید آرشیوم رو هر از چند گاهی یه نگاهی بندازم. ایندفه یه سری عکس پیدا کردم که به دیدنشون می ارزه و برای همین توی سایت آپ می کنم. گاماس گاماس..

* عکس رو تقدیم می کنم به سها. تحفه درویشیست!

سیاست


روی نوشته کلیک کنید تا بزرگتر بشه.

Friday, February 8, 2008

سه تفنگدار











دیرو رفتیم عکاسی! بعد دو روز طوفان برفی حسابی ییهو دیرو آفتابی شد و منو ورهرام و نیما رفتیم عکس بکشیم. جای دوستان خالی، هوای خیلی خوبی بود فقط یه نموره سرد بود (منفی 12) بعدم کلی برف بود که چون کفش خوبی نداشتم تمام مدت پاهام یخ زد. اشکم در اومد. به پیشنهاد نیما رفتیم یه پارک جنگلی که آبشادر زیبایی داشت. عکس منظره آبشار رو می تونین توی سایت ورهرام ببینین. ای عکسایی هست که من از ای دو تا گرفتم...