Wednesday, August 18, 2021
گذشتم
گذشتم از تو که ای گل چو عمر من گذرانی
چه گویمت که به باغ بهشت گم شده مانی
به دور چشم تو هر چند داد دل نستاندم
برو که کام دل از دور آسمان بستانی
گذاشتم به جگر داغ عشق و از تو گذشتم
به کام من که نماندی به کام خویش بمانی
بهار عمر مرا گر خزان رسید تو خوش باش
که چون همیشه بهار ایمن از گزند خزانی
تو را چه غم که سری پایمال عشق تو گردد
که بر عزای عزیزان سمند شوق برانی
چگونه خوار گذاری مرا که جان عزیزی
چگونه پیر پسندی مرا که بخت جوانی
کنون غبار غمم برفشان ز چهره که فردا
چه سود اشک ندامت که بر سرم بفشانی
چه سال ها که به پای تو شاخ گل بنشستم
که بشکفی و گلی پیش روی من بنشانی
تو غنچه بودی و من عندلیب باغ تو بودم
کنون به خواری ام ای گلبن شکفته چه رانی
به پاس عشق ز بد عهدی ات گذشتم و دانم
هنوز ذوق گذشت و صفای عشق ندانی
چه خارها که ز حسرت شکست در دل ریشم
چو دیدمت که چو گل سر به سینه ی دگرانی
خوشا به پای تو سر سودنم چو شاهد مهتاب
ولی تو سایه برانی ز خود که سرو روانی
ه. ا . سایه
Monday, August 16, 2021
Tuesday, August 10, 2021
آرامش جاوید!
از آخرین باری که خوابیده ام ماهها می گذرد. دیگر نمیخوابم فقط بیدار استراحت می کنم. هر روز صبح می گویم آه هنوز زنده ام. چقدر بد!
به قول مشیری: آه! ای آرامش جاوید!
کی آیی به دست؟
Saturday, August 7, 2021
Friday, August 6, 2021
Tuesday, August 3, 2021
خداحافظ
Wednesday, July 28, 2021
صحــــرا نبودهای كـــه بفـــهمی شكــــار چیست
بـایـد سقــــوط كـــــرد و همـــین طــــور ادامــــه داد
دریـــا نـــرفـــتهای بچشــــی آبشـــــار چیست
پیش مـــن از مــــزاحمت بـادهـــا نگـــــو
طــوفــــان نخـــــوردهای كـــه بفهــــمی قـــــــرار چیست
هـــی ســـبز در سفـــیدیِ چشمـــت جــــوانه زد
یكـــبار هــــم ســــوال نكــــردی بهــــار چیست
در خلــــوتت بــه عــــــاقبتم فكــــــر كــــــردهای ...؟
خـــوب ... !
كـــــیفر صنوبـــرِ بـــیبــــــرگ و بــــــار چیست ...؟
روزی قــــرار شــــد برســـیم آخـــــرش بـه هــــم
حـــــالا بگـــو پس از نـــــرسیدن قـــرار چیست ...؟!
Monday, July 26, 2021
دیر
Saturday, July 24, 2021
تمام شد!
لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد
عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد
می شد بدانم این که خط سرنوشت من
از دفتر کدام شب تیره وام شد ؟
اول دلم فراق تو را سرسری گرفت
وان زخم کوچک دلم آخر جذام شد
گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت
دیگر تمام شد گل سرخم ! تمام شد
شعر من از قبیله خون است خون من
فواره از دلم زد و آمد کلام شد
ما خون تازه در رگ عشقیم عشق را
شعر من و شکوه تو رمز الدوام شد