Monday, May 5, 2008

روز سوم

- تو هنوز اینجایی که؟!

-عزراییل باز لیستشو جا گذاشته، منو مجبور کرده بشینم اینجا و اون از اون پایین می پرسه و منم از روی لیست نگاه می کنم ببینم درسته یا نه!

-شاهکارین به خدا شما دوتا.... راستی بوقت همراهته؟

- بوق نیست احمق، شیپوره!

- هر چی، بده یه خورده باهاش بازی کنم حوصلم سر رفته...

- ا ا ا دید چی شد؟! اشتباه کردیم، نوبت یکی دیگه بود، حواسمو پرت کردی اشتباهی تایید کردم، زکی....

روز سوم

روز آفرینش کویر، روز خلوت ...

روز اطمینان از تنهایی

تنها...

No comments: