رفتن! حالا جی خالیشون رو شدیدا احساس می کنم. انگار بابا هنوز داره بی بی سی نگاه می کنه و داره با مامان حرف می زنه و کتابشم می خونه، حالش به همین بود که می رفتی انگولک و بعدم می شستی سر سفره مامان و د بخور!
دلم می خواد برم خونه، دلم می خواد دوباره سال اول دانشگاه بشم و فقط کتابامو بخونم...
دلم می خواد برم خونه، دلم می خواد دوباره سال اول دانشگاه بشم و فقط کتابامو بخونم...
No comments:
Post a Comment