می خواهم بار دیگر در خاطرم آید...
اما بسیار رنگ پریده است...چیزی به جا نماند
در دوردستها، در سالهای جوانی...
پوسته ای از یاس...
آن شب مرداد ماه-مرداد بود؟ آن شب...
به دشواری در خاطر می آید آن چشمها، آبی بودند آنگار...
آری آبی، آبی یاقوتی.
کنستانتین کاوافی

1 comment:
inja kheili doost dashtani shode! mamnoon az sher ha va aks haie ziba!
Post a Comment