Monday, May 8, 2006

باران خزان



باران خزانی بر بام
باد
آکنده اندوه.
تکه های بهار را که در قلبم جا نهادی
کجا بگذارم؟
محمد شمس لنگرودی

3 comments:

Anonymous said...

che shere zibaee bood.

ant said...

بهار بهار صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود
بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات می یاد اما خودت کجایی؟
وا بکنیم پنجره ها رو یا نه؟
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟
....
...
بهار اومد برفا رو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد
چقد دلم فصل بهارو دوست داشت
وا شدن پنجره ها رو دوست داشت

ant said...

یادم رفت بگم شعر از محمد علی بهمنی بود