Friday, January 12, 2007

ییهو همه چی اینجا عوض شد

درود
مادر زن آیندم اومد جلوم چشام و سیصد تا غول مراد با هم تو مغزم دارن می گن: هااااا. مردشور هرچی وبلاگ هو هرچی محیط اینترنتیه که ادم مجبور بشه آبو جاروش بکنه. هوار بار هی عوض کردم دیدم خوب نشد دوباره عوض کردم. الان هر چی بهم بگین می گم: ها.
خلاصه اینکه این وب عوض شد. حالا یه نگاهی بندازین ببینین خوشتون میاد یا نه! ایشالا یه عمو منصور بیاد بغلتون اگه خوشتون نیومد. عرضم حضورتون عارضم که( دریاب ادبیات را) هفته پیش با کلی اهن و تلپ پاشدم رفتم سر کلاس. نا سلامتی سال بالایی گفتن، کلی این جوجه حقوقی ها رو با حالت جوجه بودن نگاه کردم، از بس اینجوری نگاه کردم احساس کردم دانشکده مرغ دونیه، توی این هیرو ویر یکی ویییییییژ از سمت راست صحنه بدو اومد ویییییژ رفت از سمت چپ صحنه خارج شد. دنبال یه مرغی می دوید به نام جوجو! خلاصه بعد از کلی گشتن و اینا رسیدم به محل اعدام. رفتم توی. ییهو جو گیر شدم. به اندازه یک هفته ماشین لباس شویی و ظرف شویی کف تولید کردم. دیدم ییهو همه نشستم، شیک، با کفش پاشیک، و همه لپ تاپ جولوشونه و تلقو تولوق دارن نت می نویسن( من کاغد خودکار برده بود). رفتم ته کلاس نشستم. از این کلاسا که شبیه نعل اسبه. خود میزاش کلی چوباش گرون بود. خلاصه همینجور در حال کف زدگی نشستم. ییهو استاد پرسید خوب بچه ها اگه یکی ور داره یه مارکی بزاره روی کالاش که مثلا خیلی شبیه سس مایونر مهرام باشه به نام میرام، اونوقت تحت( تخت، تهت، ماتحت، تنبون) چه شرایطی میشه کشوندتش تو دادگاه؟! این استاد دو کلمه گفت ولی دختر جلویی من به اندازه 5 صفحه نت نوشت. تلق تلقی می کرد که بیا و ببین. اول فکر می کردم این باهوشه بعد فهمیدم نه بابا ای دیونست، ابله. یکی از اون ور کلاس گفت: استاد میشه فلانش کرد. منم برگشتم گفتم: تو غغلط می کنی. توی این هیرو ویر موبایلم زنگ زد. منم یادم رفته بود خاموشش کنم، کل کلاس برگشت سمت من. ورداشتم گفتم: بعدااااا. نمی چی شد بعد از اینکه مو بایملو شوت کردم ییهو شیشه ته کلاس اومد پایین.
این از روز اول کلاس. دیرو رفتم عکاسی که بلایی باز به خاطر سرما سرم اومد که همه جاهای مردونه و غیر مردونه یخ زد افتاد. حالا بعدا براتون تعریف می کنم. هر کی نظری داره در مورد شکل اینجا از خودش نظر در کنه که ببینیم چی میشه.
می رویم.

قربون هر چی جیگره.
فعلا
بدرود

4 comments:

Anonymous said...

سلام.
من که قبلا نظرمو اعلام کردم. ساعت بیداری جغد که خیلی عالی شده. فقط اگر روی فونت هاتون کار کنید خوب میشه.
الحمدا... من از دسته دخترهایی نیستم که سر کلاس استاد عطسه هم بکنه نت بردارند. از اول تا آخر کلاس هیچی نمی نویسم. فقط عناوین مهم را می نویسم. فقط گوش می کنم...
خدا راشکر دخترها همه جای دنیا یک شکل هستند. وگرنه کلی به ما دختران ایرانی انگ می چسبوندین شما پسرهای ایرونی.

Anonymous said...

ییهو چقدر تغییر و تحول !!

Neda said...

:)) به نظر من یه عیب خیلی بزرگ داره و اون اینه که شیک شده، به تریپ تو هیچ نمیاد!!
در مورد اون دختره هم اینقدرررررررررر بدم میاد ( حسودیم می شه!!!) از اینایی که استعداد نت برداری از حرف استاد رو دارن! بعدش هم فرشته جان، ربطی به دختر و پسر نداره آخه، پسرا هم همینن بعضی هاشون. یه سوالی هم که جناب استاد واسم پیش اومده و اون اینه که مگه نمی گی کلاست نعل اسبی بوده؟ دختر جلویی دیگه چیه؟! دختر کناریت بوده لابد که تو می خواستی به استاد نگاه کنی، جلوت قرار می گرفته؟!

Anonymous said...

بابا ایول! خداییش این دفعه دیگه سورپرایز شدم!