Saturday, January 13, 2007

تو روحتون

امروز یه جایی خوندم که نوشته بود جریان حجاب زنان مثل اینه که سیب رو اگه پوست نکنی بعد از 5 روز هنوز تازه است برای همین حجاب داشته باشه بهتره، ولی وقتی پوست می کنی بعد از 2 روز سیاه میشه. این سها هی می گه شاکی نشو و فحش نده، نمیشه، ببببببببببببوووووووووووووووق، من که هنوز فحش ندادم که، ای سگ رید تو روح آدمایی که در مورد زن اینطوری فکر می کنن. بوووووووووووق، وب خودمه اصلا می خوام فحش بدم. فلان کسایی که اینقدر توی این دنیا عقب موندن. اینجا ما حتی شاخه حقوق همجنس بازها در مقطع فوق داریم. ملت برای دکترا در مورد حقوق تفریحات و لزبین ها خشتک استادا رو پرجم می کنن، حالا این جاکشا اومدن می گن حجاب. تو روح آدمای عقب مونده. اصلا نمیشه. خاک بر سر این ملت. تا اینقدر عقب موندگی وجود داره هر بلایی سرمون بیاد حقمونه. از من گرفته که اینجا داره دهنم روزی چند بار میره سرویس تا بچه هایی که توی اون خاک موتورشون هر هفته میره تعمیرگاه.
باز یه سایت دیگه رو داشتم نگاه می کرد. داشت در مورد کافه رضاییه توضیح می داد. تا ماتحتم سوخت. من این کافه رو از سال 77 می شناسم. از سال 78 با نیلو سالی 4 یا 5 بار می رفتیم اونجا. جلو موزه آبگینه، فضای خاصی داره که وقتی وارد میشی انگار 50 سال برگشتی عقب. حالی میده. بعد سال 81 که اومدیم بریم ، دیدیم که یه مشت جغله ، فحش میدیم(بوق)، اومدن اونجا، با این تریپای که عین گاو میشن، به اصطلاح تریپای روشنفکری....
آقا نمیشه من باید فحش بدم به هر چی تریپه روشنفکریه، جاکشا ، تریاک میکشن، الکلی هستن، زن بازی می کنن اونم به وحشتناک ترین حالتش، موهاشونم عین دم خر بلند می کنن، اونوقت ادعا می کنن این روشنفکریه، بسات تریاک کشیدنشون منو کشته، بی شرفا.
آخ راحت شدم. حالا، یه مشت جوون با این تریپای احمقانه اومده بودن، صصصصصصصصصصصصصففففف. تصور کنین!!!! جایی که حداکثر 10 نفر ادم می اومد و همیشه فضای آروم و ساکتی داشت، صف بود. خود صاحب رستوران هم شاکی! خلاصه اینکه چند بار رفتم و هر بار هم از اینکه جوونم و جزو این کثافتای روشنفکر به حصاب بیام حالم بهم خورد. رفتیم پیتزا پاشا، باز بهتر بود. کثافتا. من نه روشنفکرم، نا حاضرم باشم. من عقب موندم. عین گل مراد. حالیم نیست. ر... تو قبر اونایی که ادعا می کنن...
حالا این سایته اومده مثلا لطف کرده و کافه رضاییه رو معرفی کرده و تبلیغ کرده و آدرسشم هم نوشته. بابا ننویسین. لطفتون بخوره تو سرتون. ننویسین. این ملت جنبه ندارن. همه جا رو به لجن می کشن. از اون دره بسیار زیبا گرفته که سها می دونه چی می گم تا اون کویر مرنجاب بدبخت. کوههای شمال رو که نگو، شنبه صبحا تو دربند و داراباد و درکه از کاندوم پیدا میشه تا قوطی ودکا. ای تو روح کسایی که همه چیزو به لجن می کشن.
حالم بده
بیشتر نگم سنگین تره.
( به علت تذکر بجای سها و ثریا بعضی از فحشها تعویض گردید. دیلینگ...دیلینگ....بعدااااااااا)

7 comments:

Anonymous said...

khob man khoondam matneto. delam ke ziyadi pore. vali hata too in neveshte to ham rishe joon sakhte hamin farhang moshahede mishe.
babak khan to hagh dari too webloget harchi mikhay benevisi. fohsh ham mitooni bedi. hich iradi ham vared nist. vali vaghti fohsh midi va harfi mizani, mokhatabet va tarafe fohshet khode oonayi bashan ke beheshoon fohsh midi. chikar be khahar madareshoon dari janam! lajam migire az inke ta be ye mardi mikhan gir o fohsh bedan paye zan va dokhtar o khaharo va madaresh ro mikeshan vasat.
AYYYYYYYYYY Aman Az in farhang ke har chi edeaye roshanfekri ham konim, joon sakht tar az in harfast. kheili!
---------------------------
khosh bashi. :)

Neda said...

سها جون، قربونت برم، چیکار داری آخه بچه رو! بذار فحششو بده! بهش اجازه نمی دین احساساتشو بیان کنه عقده ای می شه. میاد فحشای بدتر می ده! فکر هم نمی کنه که پدر و برادر مردم از اینجا رد می شه. بگو مادر! هر چی دلت می خواد بگو!:-SS

Neda said...

ببین من هی دارم فکر می کنم تو این تشبیه حکیمانه ای که اون یارو کرده بوده مشبه و مشبه به و وجه شبه چی بوده؟! ببین حالا تو هی جوش نزن. من فکر می کنم که منظورش این بوده که اگه حجاب رو رعایت نکنین آفتاب سوخته می شین!!! منظور بدی نداشته بنده خدا! وگرنه اصلا هیچ ربط دیگه ای نمی تونه پوست سیب با قضیه حجاب داشته باشه!
ولی می گما. تو واسه این اینقدر حرص می خوری، نشنیدی مگه حرف اون مرجع تقلیده که بعد از انتخابات شورای شهر گفته بود که درست نیست زنها به مدت 4 سال با مردان توی جلسات شرکت کنن و باهاشون صحبت کنن و ... که بنیان خانواده از هم می پاشه و از این حرفا!!! ( چاد چاقچور اونا رو تصور کن فقط!!) اونی که تو گفتی از این که دیگه بدتر نیست!

Anonymous said...

آاااای.... بگیری این رعیتا رو... آااای! بگیرید این پدر سوخته ها رو

Anonymous said...

سونا خیلی خوب گفت....

Anonymous said...

سلام.
با ندا موافقم. آخه سهاجان چرا می
گی فحش نده.
می بینی چطوری جو گیر شده. اصلا انگار نه انگارشم هست که کسی از این طرفا رد بشه. به ما گیر بده که اینا چیه می خونی؟
یکی نیست به بابک بگه تو همون جریانات کلاستونو تعریف کنی ما کلی اینجا محظوظ می شیم. دیگه نمی خواد ادبیات خرج این مملکت کنی.
نه... خدایی ... بد می گم؟

Anonymous said...
This comment has been removed by a blog administrator.