مامان اینا این هفته یا هفته دیگه میان. به همین علت دچار یه دلشوره شدم. شش روز دیگه میشه یکسال که از ایران زدم بیرون. تصور کنین یه مورچه رو و بعد تصور کنین یه جورابی پایه اون مورچه و جورابش قرمز باشه. اون جوراب یه سولاخ( نه سوراخ) داره! من دلم اندازه اون سولاخ کوچیکه تنگ شده. دیگه بعضی شبا کف می کنم. برا همین باید یه هفته ای خونه پیدا کنم وبعدم یک سری کار تحقیقی تحویل بدم. کلافم. کلی کارای عکاسی مونده. یه جورایی دلخوشکنک هستن. باید جواب فرشته رو بدم. متنی که می خوام برای سها بنویسم رو شروع کنم و یه مقداری هم برم عکاسی.
دلتنگی می کنیممممممممممممممممم.
بدرود
2 comments:
سلام.
تبریک می گم مامانینا دارن میان پیشت. ایکاش زودتر گفته بودی به مامانینا کلی جوراب قرمز خوشگل می دادم که دیگه هیچکدوم از انگشتاش سوراخ (نه سولاخ( نباشن.
راستی نکنه انگشت شصت جورابت سوراخ شده.
یه خواهر زاده دارم اسمش امیرپارساست. وقتی می خورد زمین می گفت مامان شلوارم درد می کنه. حالا شده مثال تو.
باز هم چشم و دلت روشن.
salam
behet tabrik migam.
dari bade modatha khanevadaro mibii.
man ye jayy am ke ba to 12 saat fasele zamani daram.
ye jayy daghighan gharine to.
vali hesam mesle toe.
in hese deltangiro migam.
shado khodh bashi.
Post a Comment