
توی تاریکی جاده
جاده ای که تنها من و تو می دانیم چیست
جاده ای که بارها با هزاران هوس و آرزو پیموده ایم
تو اون تاریکی خاطره برانگیز
با چشمانی بسته
گویی کسی به ناگاه چراغها را روشن خواهد کرد
بوسه ای از لبانت و خاطره
طعم شیرینشان،
چه خاطره انگیز
نمی دانی
خسته این راه ام،
لیک با گامهای بلند
هنوز این تن رنجور را به وادی تاریکی می سپارم
اولین گام را به یاد تو در جاده تاریکی می گزارم که
یاد تو در آن پیچیده است
در میانش با باد به نجوا می گویم:
می دانی چیست؟! من تنهایم.
سکوتش مرا یاد سکوت لبهایت می اندازد،
من به تاریکی و تنهایی عادت کرده ام.
با گامهای بلند
با اشتیاق در جاده تاریکی
قدم بر می دارم،
تاریکی،
تنهایی،
عادت کرده ام.
به طعم لبانت عادت کرده ام.
اومدم توی سایت از زحمات سپیده و سوده و سها تشکر کنم دیدم خیلی لطفی نداره. با وصف این عکسی تقدیم سپیده کردم و عکسهای هم تقدیم سوده و سها خواهم کرد. از سپیده ممنونم بابت طراحی امضا و از سها بابت زحماتی که کشید که سایت درست بشه و امضا رو داد به سوده و از سوده بابت اینکه امضا را به صورت نرم افزاری کشید که بشه روی عکسها گذاشت. خلاصه سپاس فراوان.
نکته: توجه کردین که هر سه اسم با س شروع میشه؟!
1 comment:
sharmande nakonid khaheshan
Post a Comment