
امروز رفته بودم یک کتاب فروشی بسیار بزرگ در شهر معظم کینگستون. بعد رفتم قسمت مجلات عکاسی! بی اغراق نزدیک 15 مجله مختلف عکاسی بود. مقادیر متنابهی کف تولید فرمودیم و بعد تصمیمات گرفتیم برویم قسمت کتب عکاسی! بعد از کنکاش و جستجو پیداش کردم. دیگه دستگاه تولید کفمون سوخت!!! نمی دونستم چی رو نگاه کنم. کدوم کتاب رو ورق بزنم. اعصابم خراب شده بود. چند کتاب با چاپ بسیار بسیار عالی از" راس" بود. که البته معرف حضورتون هست. این بابا جزو خداوندگاران عکاسی حیات وحش محسوب میشه. طرف میره چند روز کامل کنار ساحل تو قطب شمال روی یخ میشینه تا از پنگوئن ها عکس بگیره. و باید عکساشو فقط ببینین. بعدم چند تا کتاب دیگه بود که فقط باید میشستی ساعتها عکسها رو میدیدی. اینقدر اونجا وول زدم که بهم شک کردن. گفتن حتما این کتاب دزده، نزدیک بود بهم بگن پیییشده!!!!
ولی خیلی حالم گرفته شد. کاش از اول عکاسی خونده بودم. و کاش توی سنین جوانی این دنیای دیجیتال اومده بود. خیلی با روحیم سازگاره و متاسفانه قشنگ نقطه مقابل رشته فعلیم قرار داره. هر دفه که دستم میره که یه کتاب خیلی دیگه حرفه ای وردارم، پیش خودم میگم که چی؟! تو که نمی تونی تا این حد پیش بری! به جای اینکه بشینی کتابای حقوقی بخونی اومدی تو قسمت هنر!! به قوله ترکا اخه تو رو سننه!
خلاصه اینکه حیف شد و حیف شد. آها یه چیز دیگه: اگه حوصله دارین برین توی تی ئی، عکسایی که بالای 100 امتیاز آوردن رو بیارین. 4 صفحه بیشتر نیستن. ولی هر کدوم برای خودشون دنیایی هستن. کلا سیستمشون با فوتو دات نت و فوتو سیج فرق فیکیله. ارزش وقت صرف کردن رو داره.
قربان همگی
شبتون خوش، ندیدمتون، فردا صبحو عصرتونم خوش.
