Monday, July 18, 2005

بستر ابری


دوري اش را
بازجويم
خدايا
نبودنش
را
تنها
بي انتها
بازجويم
اي همه دردها
چگونه
توانم
امشب سرم را بر سرماي
بستر
به خاطرات او
گرم كنم .
خدايا
در عرش خويش
در خواب خوشي
اي كاش
قطعه اي از
ابرهاي بستر تو
مرا با خاطراتم
با خود ببرد .

1 comment:

Anonymous said...

God is not dead./he is just sleeping in his soft cloudy bed...he is tired of all the hassle he once mistakenly made...