
دوري اش را
بازجويم
خدايا
نبودنش
را
تنها
بي انتها
بازجويم
اي همه دردها
چگونه
توانم
امشب سرم را بر سرماي
بستر
به خاطرات او
گرم كنم .
خدايا
در عرش خويش
در خواب خوشي
اي كاش
قطعه اي از
ابرهاي بستر تو
مرا با خاطراتم
با خود ببرد .
بازجويم
خدايا
نبودنش
را
تنها
بي انتها
بازجويم
اي همه دردها
چگونه
توانم
امشب سرم را بر سرماي
بستر
به خاطرات او
گرم كنم .
خدايا
در عرش خويش
در خواب خوشي
اي كاش
قطعه اي از
ابرهاي بستر تو
مرا با خاطراتم
با خود ببرد .
1 comment:
God is not dead./he is just sleeping in his soft cloudy bed...he is tired of all the hassle he once mistakenly made...
Post a Comment