Monday, July 16, 2007

زیبای فانی

کاتی کیرکپاتریک، 21 ساله که سرطان سینه داره شادترین روز زندگیش رو جشن می گیره. کاتیا سرطان سینه داره، نفس کشیدن براش سخته و مجبوره از اکسیژن استفاده کنه. درد پشتش چنان زیاده که حتی مرفین هم جوابگو نیست. تمام ارگانهای بدنش در حال از کار افتادن هستن ولی این باعث نمیشه که با نیک گودوین 23 ساله که عاشق کاتی از کلاس 11 هست ازدواج نکنه.












5 روز بعد کاتی داره فانی را وداع گفت.

* لینک جریان رو سها برام فرستاد از یک وب به زبان انگلیسی. گفتم شماها هم ببینید .



4 comments:

Neda said...

«این باعث نمیشه که با نیک گودوین 23 ساله که عاشق کاتی از کلاس 11 هست ازدواج نکنه.» در واقع بهتر نبود بگی این باعث نمی شه که نیک گودوین باهاش ازدواج نکنه؟؟؟؟ پسره فداکاری کرده در راه عشقش در واقع!
به هر حال این به نظر من اونقدر هم مهم نیست، و شاید نمونه اش کم نباشه. تو اینترنت یه خبری رو دیده بودم از یه دختر و پسری (آمریکایی) که نامزد بودن، پسره تو جنگ عراق کاملا صورتش نابود می شه، جوری که حتی نمی تونی نگاهش کنی. به هر حال وقتی پسره حالش بهتر می شه، با هم ازدواج می کنن! اونجا هم عکسشون قبل از جنگ بود و بعد عکس عروسیشون بود، صورت پسره به طرز وحشتناکی مشمئز کننده شده بود. من جدا به دختره غبطه خوردم که اینجوری عاشق بوده!

Neda said...

راستی من هرچی این عکسا رو نگاه می کنم حس می کنم این فیلمه، نوشته تو رو می خونم حس می کنم واقعیه. جریان چیه؟

Unknown said...

راستش با اينكه يه جورايي با پاراگراف اول ندا موافقم اما فكر ميكنم اينكه كسي بدونه داره ميميره چند روز ديگه اما باز هم كوتاه نياد و مثلا ازدواج كنه كه در واقع نماديه از كوتاه نيومدن و كم نياوردن و قافيه رو نباختن.. كار خيلي بزرگي كرده. يه درس بزرگه براي من. اينجا اگه بود قبل از مرگش مجلس ختمش رو هم گرفته بودند .

Neda said...

من البته با سها موافقم، مخصوصا با جمله آخرش. اینجا اگه بود کسی حرمت عشق رو هم نگه نمی داشت، پسره همون هفته اول که فهمید طرف سرطان داره، گم و گور می شد. (اگه دختر بود و پسره این اتفاق واسش می افتاد هم همینطور) اینجا زن واسه شوهرش و شوهر واسه زنش از این فداکاری ها نمی کنه. یکی رو می شناسم که زنه سرطان گرفته بود، شوهرش از خونه بیرونش کرده بود! از این جور معجزه های انسانی تو مملکت ما اتفاق نمی افته!