Monday, December 3, 2007

...

بعضی وقتا اینقدر همه چیز به نظر احمقانه میاد که هیچ چیزی نمیشه گفت. نمی دونم اگه خدایی وجود داره منطقش چیه، از نظر من که اصلا هیچی حالیش نیست. عین همین احمدی نژاد بو گندو می مونه. خوشی به حال اون ادمایی که می تونن شاد زندگی کنن. هیچ چیز شادی وجود نداره، جز خواب توی گاز. خوابی که دیگه هیچ وقت آدم پا نشه. مردشور هرچی این زندگی کثافتو ببرن.
شما باشین چی کار می کنین:طرف زن داره، مریض میشه، میره تو کما! 2 سال بعد از تو کما در میاد میبینه که زنش ازدواج کرده. میره خونه وسایلشو ورداره میبینه یه گوساله دیگه شده شوهر زنش و اونجاست و اون لوازمی که تهیه کرده بودن هم تغییری نکرده، همون تخته و همون خونه و همون آشپزخونه!
شوهر قانونی!
شما باشین چی کار می کنین:
عاشق کسی هستین، تمام زندگیتون با طرف هستین و بعد یه روز می فهمین که تمام مدتی که دختره به شما ابراز عشق میکرده با یکی دیگه هم بوده و باهاش می خوابیده! آزادی؟! کثافت؟! حق؟!
شما باشین چی کار می کنین:
کسی رو دوست دارین! میوفتین زندان! تو زندان یا باید کسی که عشقش هستین رو لو بدین و یا گروهی که باهاش کار می کردین، رفیق صمیمتون تو اون گروهه؟! عشق؟ تحمل؟! شکنجه؟! خیانت؟! خودکشی؟!
با شما باید چی کار کرد:
عاشق یه خانوم خوب شدین! کسی که هر روز با یکیه! از روی عشق شیدید که دارین، میرین می کشینش!
دار؟! زندان دائم؟ حق؟ یه طرفه؟! آزادی فردی؟! قدرت تصمیم؟! قدرت کنترل؟!

1 comment:

Anonymous said...

بابک عزیز سلام.
جواب این سوالات و شبهات را می تونم فقط با یک لینک بهتون بدم:
http://oldestfashion.blogspot.com/2007/12/advertising-as-art-107.html