این متن قسمتی از تاریخ چگونگی اجباری شدن حجاب در ایرانه. تاریخ بسیار جالبیه ولی این قسمت آخر یه جورایی انگار همه مطالب رو در خودش داره! اینکه فرهنگ عامه مردم چقدر عقب مونده و چجوری همین عقب موندگی کمک کرده که عده ای با قلدری همه کاری که می خوان بکنن..!!!!
از ماست که بر ماست! حالا کدوم مایت معلوم نیست! من ماستی که از شیر پرچرب گاومیش درست شده رو خیلی دوست دارم، خوشمزست...
صادق زیباکلام که آن روزها با عنوان مهندس زیباکلام رئیس دانشگده فنی دانشگاه تهران بود توصیف رساتر و صادقانهتری از آنچه که در پشت صحنه مبارزه با بیحجابی می گذشت ارائه می دهد. او از زبان دربان دانشکده به خوبی روایت میکند که چگونه اجباری شدن حجاب به عرصه انتقام جوئی طبقات فرودست جامعه از طبقه متوسط بدل شده بود. اگرچه او هم در نهایت همنوا با دربان دانشکده خواهان اجباری شدن حجاب می شود:
مساله زمانی مرا در فکر فرو برد که یکی از نگهبانان به عنوان کسب تکلیف از من پرسید که « از روز شنبه ما باید از ورود کارمندان زن بیحجاب جلوگیری کنیم؟» اشکال از آنجا برایم شروع شد که در لحنش سوال نبود بلکه با همه وجود منتظر شنبه بود تا 50 سال توهین و تحقیر را تلافی کند. در چشمانش موجی از پیروزی به چشم میخورد از اینکه فلان خانم کارمند، فلان خانم استاد را که یک عمر به او فخر کرده بود و شاید در گرمای طاقتفرسای ماه رمضان در حالیکه این مستخدم کم سواد یا بیسواد دهانش از تشنگی خشک شده بود این خانم یا آن آقا ازش خواسته بود که لیوانی آب سرد یا نوشیدنی خنک برایش بیاورد ... و چون تابستان بود و هوا گرم، خانم کارمند طبیعتا با لباس نازک یا آستین کوتاه یا اصلا بدون آستین در محل کار حاضر شده بود، حالا به زعم او بایستی حساب پس بدهد. نگهبان در حقیقت از من نمی پرسید که از ورود خانمهاي بیحجاب جلوگیری کند یا نه، بلکه به من میگفت که از روز شنبه دیگر اجازه نخواهد داد گذشتهها تکرار شود این خانمهای تحصیلکرده در داخل یا خارج یا با لیسانسها یا دکترایشان یا دیپلمشان بایستی مثل خانم من با کم و زیادش ظاهر شوند.
... می خواهم بگویم که مثل هندوها، چینی ها و عربها از آنچه که گوشهای از هویت ملیمان میباشد تبعیت کنیم و پوشش اسلامی را اگر از نظر مکتبی قبول نمیکنیم مثل «ساری» هندی به عنوان یک هویت ملی بپذیریم. نیائیم از دید زور و تحمیل به مساله نگاه کنیم بلکه از دید یونیفورم چینیها که بعد از انقلاب با لباس صدها میلیون زن و مرد چینی یکسان بود نگاه کنیم و اگر به دموکراسی اعتقاد داریم به دعوت اکثریت ملت را که این انتظار ملی و مکتبی را از ما دارند لبیک بگوئیم. (25 تیر 59 شماره 11046 صفحه 14)
برگرفته از:
http://www.meydaan.org/Showarticle.aspx?arid=479
گویند تجاوز به آرومی اگر صورت بگیره قربانی نخواهد فهمید!!!
No comments:
Post a Comment