Wednesday, March 26, 2008

داستانیست

یکی از سخت ترین کارهای دنیا مدیریت چگونگی رفتار با والدین محترم می باشد. یعنی چجوری خودتو با اونا تنظیم کنی و چجوری وقتی عصبانی شدی چیزی نگی که ناراحت بشن خودش کلی کاره!!!
بیچاره می شویییم از دست این دو نفر!
هوا نمورکی دارد گرم تر می شود و از الان با کمک ورهرام برنامه ریزی می نماییم( یعنی اصلا کلا پیشنهاد ورهرام بید) که برای دو ماه دیگه برویم عکاسی ازپرندگان. در حال حاضر بنده، اینجانب ، اعلام می فوکولیم که علاقه به عکاسیمان را از دست داده بیدیم...
الان تصور بفرمایید که در یک خانه بسیار کوچک 50 60 متری مادر گرامی دارد حرف می زند، پدر گرامی با تلفن با فرزند برومندشان در ایران صحبت می کنند و از شانس خوب بنده از صبح زود چون دارن سیستم آتش نشانی رو چک می کنند یکی از توی ایفون به صدای بلند هر 10 ثانیه یه بار میگه : تست میشه 1 2 3 و تست میشه 1 2 3.
مخلوطی از صداها و بوهای غذایی دارد به شدت روی عصبمان یورتمه می رود. هر گونه قتل با شات گان را تکذیب می کنیمممم!!!
.........................

3 comments:

Anonymous said...

اميدوارم حد اقل در حق مامانت جغد صفت نباشى، و قدر محبتشو بدونى!!!!!!!نخواسته باشه مامانتو دودره كنى!!!!!!!!!!

Anonymous said...

وای! چقدر سر و صدا!
ولی درکا سعی کن حال کنی و یاد اونروزایی بیفت که دلت براشون تنگ میشه!
میگما، مگه جغدا چه جورین؟!! دودره باز؟!!

Artin said...

جغد صفتی دقیقا متوجه نشدم چجور صفتی میتونه باشه که بتونه به مامان کسی آسیب برسونه یا ناراحتش کنه
تنها چیزی که از صفات جغد به ذهنم میرسه شب زنده داریه
که کافیه بی صدا باشه بقیش مشکلی نیست