درود بر همگی
هفته عجیب غریب و دیوانه کننده ای بود. اینکه تمام روز رو با لباس آدمیت بری سر کار و شب هم مثل جنازه بیوفتی و بخوابی یه جورایی عجیبه. مثلما من چون عادت ندارم برام سخته ولی اینکه چقدر بتونم دووم بیارم خودش جای سوال داره. مشکل دیگه اینکه توی این کار لعنتی با زندگی واقعی مردم سرو کار داری. اگه اشتباه کنی نه تنها آبروت میره و می تونی شغلتو از دست بدی، بلکه طبق قوانین اینجا خیلی راحت طرف می تونه بری شکایت کنه از یه وکیل و ازش خسارت بگیره و در شرایطی هم پروانه وکلاتت رو از دست بدی!!
خلاصه یه جورایی شدیدا استرس زاست. و دیگه اینکه می بینی واقعا وقتی برای عکاسی و وبگردی و وب نویسی نداری. چون وقتی میای خونه اینقدر خسته ای که فقط دلت می خواد یه چیزی بخوری و بخوابیی. البته خب کم کم باید عادت کنم و عصر هامو تنظیم کنم و به کارام برسم. اینطوری نمیشه وقت عصر رو حروم کرد.
خلاصه که فعلا داستان زندگی من اینه تا بعد ببینم چی میشه.
از آرتین و ندا هم خبری ندارم و اگه اینجا رو خوندن لطفا یه کوچولو منو از احوالشون با خبر کنن. شرمنده بی معرفتی من. نرسیدم جویای احوال باشم.
خوش و خرم باشید.
بدرود
* لاکی و الدوز جان این سایت رویای باد رو من همیشه می خونم و واقعا از شعرای امتخابیتون لذت می برم و کیف می کنم. واقعا سپاس و سپاس. لطفا ادامه بدین و قول می دم بزودی منم دوباره شروع کنم. بازم ممنون.
2 comments:
سلام و خسته نباشیِ حسابی :) اوایل که سرکار می ری چون هنوز عادت نداری زیاد خسته می شی، به مرور زمان خودت رو وفق می دی با شرایط جدید و از این سر شلوغی و خستگی و همین که رسیدی خونه، بخوری و بخوابی راحت می شی. موفق باشی جغد عزیز.
فقط اینش بده که دیگه نمی تونی به جغد بودنت ادامه بدی. شب باید به موقع بگیری بخوابی که فرداش مست نباشی.
ببین جغد عزیز! سعی کن اعتماد به نفس داشته باشی! نه این که از همون اول هی بترسی که نکنه اشتباه کنم! وقتی استرس داری نمیتونی درست کار کنی! فکر میکنی چرا من الان خونه نشین شدم و بیست و چهار ساعته به شغل شریف ولگردی مشغولم؟!! چون پروانه ی طراحیم سر پنجمین کنکوردی که طراحی کردم لغو شد! اونم چرا؟!... همه چیزش درست بودا! بدنه، موتور، کلیه سیستم های مکانیکی و هیدورولیکی و اینا! اصلا داشت پرواز میکرد! فقط چی؟!... اینقدر استرس داشتم که نکنه سوتی بدم، یادم رفت یه قسمتی مخصوص گذاشتن ناخن گیر تو صندلی درنظر بگیرم، اونوقت یکی از مسافرا که در طول سفر ناخن گیر لازم داشت، از طراح شکایت کرد، اونوقت من جریمه شدم و پروانه ی طراحیم لغو شد!
اینه! نتیجه ی استرس داشتن! سعی کن از تجربیات بقیه استفاده کنی و با اعصاب اروم بری سر کار!
در ضمن، من فکر کنم اولدوز خیلی توانش بالاست که عادت کرده! من بعد از شش ماه کار آموزی بازم روز آخر که اومدم خونه لت و پار بودم!
دارم بهت روحیه میدم!
تو میتونی!
Post a Comment