Sunday, April 19, 2009

داستان زندگی!

حس عجیبیه وقتی داری تعدادی از عکسها رو پاک می کنی و یا برای همیشه منتقل می کنی به یه جایی که کمکم فراموششون کنی! انگار تمام اون زمانها از توی زندگی ادم ورداشته شده و یه جای خالی توی داستان زندگیت باقی مونده!

1 comment:

اولدوز said...

من هم مدت زیادی از زندگیم رو گذاشتم ته گنجه و سعی کردم طوری فراموش بشن که انگار وجود نداشتن. یه جای خالی گنده تو کمد زندگیم دارم الان. :) ولی آدم هرچی هم نمی ره سراغ گنجه، یه وقتایی گنجه می یاد سراغ آدم یا اینکه اطرافیان می رن سراغ گنجه و محتویاتش رو می ریزن جلو چشمت.