Tuesday, April 14, 2009

؟؟

یعنی الان تا بناگوش قرمز شدم، اصلا نمی دونم چرا این اتفاق افتاد من چه جوری علامت رو اشتباه خوندم و بعد چجوری خنگ بازی در آوردم و سریع نیومدم بیرون. تمام بدنم می لرزه، حالم بد بید. رفتم تو دستشویی زنانه به جای مردانه. عین خنگا دیدم که سیستم کلا فرق می کنه و همه چیز عجیبه! یکی هم توی دستشویی بود و شانس آوردم که ندید! اگه همزمان میومدیم بیرون می تونست خیلی برام بد تموم بشه! ولی هنوز منگم که من چجوری تونستم همچین اشتباه خرکی بکنم! الان اومدم توی کتابخونه دانشکده الاهیات نشستم شاید پیرمرد روحمان را شفا دهد! الاهی آمین.

**هنوز نمی تونم درک کنم که چرا همچین اتفاقی افتاده؟!

4 comments:

ندا said...

ببین، حالا اینقدر هم بد نیستا! خیلیا دیدم و شنیدم که از این اشتباها کردن!
سعی نکن وانمود کنی خیلی موجود ماخوذ به حیایی هستی!
فقط چیزی که هست، اینه که... خوراک خنده است!!=))

اولدوز said...

:)) هاها، ایران بودی که سیستمش هم یکی می بود اصلن نمی فهمیدی اشتباه اومدی.

fereshteh jafari said...

سلام.
با اولدوز موافقم.
تصور کن دخیه می آد از دستشویی بیرون با قیافه هاج و واج تو مواجه میشه یه جیغ بنفشی میکشه که تا هفت شبانه روز ناشنوا بشی.
این سوتی رو به سها هم گفتی؟

ندا said...

بچه ها یه چیز بگم که بخندین!
دوستم تعریف می کرد که یکی از دوستاش روز اول دانشگاه رفته دستشویی، بعد رفته تو دستشویی مردونه. بعد کارش رو هم کرده و همش متعجب بوده که اینا چرا اینجوری نگاش می کنن! چرا همه پسرا چپ چپ نگاش می کنن! (به عقلش هم نرسیده که چرا هیچ دختری تو دستشویی نیست!) تا اینکه یکی از پسرا دلش سوخته و بهش گفته که اینجا دستشویی مردونه است!!
جالا تصور کنید که آدم روز اول دانشگاه چه حالی می شه وقتی همچین سوتی ضایعی بده!!