Saturday, September 2, 2006

غول آهنی


برای اطلاع دوستان:
هنوز در لندن هستم. منتظر صدور ویزا. الافم. خونه ندارم، از محبت دوستان استفاده می کنم و خرابم خونه اونها، روی زمین می خوابم و توی کیسه خواب، برای همین تمام بدنم درد می کنه. شنبه هفته پیش آنژین شدم که دکتر هم نرفتم و سرفه های خرکیش باقی مونده که داره جونمو می گیره( هرچه زودتر بهتر). دیگه غری ندارم بزنم جز اینکه دلم برای اون غول فلزی بالا خیلی تنگ شده. ایندفه حساب که کردم دیدم نزدیک 6000 کیلومتر باهاش راه رفتم توی یک ماه. البته جاهایی که رفتیم با هم رو نمیشه گفت جاده؟! متین و آرتین می دونن منظورم چیه. قابل توجه آرتین جان، برم کانادا پاترول این شکلی به قول تو محاله ولی جیپ نزدیک به این پیدا میشه. تو بیا! ماشین از من. در ضمن شعر دزدی از وبلاگ دیگران هم عجب حالی میده. خیلی حال می کنم میرم می بینن رفقا شعر نوشتن و کلی خاطره هست.
قربان همگی
بدرود
* سایت به روز شد.
*قیافه سایت رو با کمک فراوان مانی جهانشاهی عوض کردم. مدتها بود می خواستم عوض کنم نمی دونستم چجوری. خیلی کمک کرد و وقت زیادی گذاشت. خیلی خیلی ازش ممنونم.

3 comments:

Neda said...

قالبت خیلی خوب شده، مبارک باشه! لینک دونی من هم درست شد!;)

Mani said...

کار نکردم بابک جان
ممنون

Anonymous said...

حالا یه دو روز به اینجا سر نزدما! ببین چقده عوض شده. مبارکه.بابت لینک ممنون.مراقب خودت باش.