Friday, December 7, 2007

انقراض


لینک از آرتین و عکس از (Yuriko Nakao/Reuters)
یکی از غذاهای دانشجویی مورد علاقم چیز برگر با حلقه های سوخاری پیازه. یه غذای خیلی معمولی منتها توی رستوران پشت دانشکدمون میشه انتخاب کنی که چی بزاری بین ساندویچ و منه دله هم تقریبا همه چیزو می گم بزار: کاهو، خیار، پیاز، خیار شور، یه چیزی به نام رلیش، قارچ، زیتون، پنیر اضافه چدار، سس تند، حلقه های فلفل دلمه ای تند، گوجه هم دیگه اضافه کنین ردیف میشه. و چون رستوران دانشگاهه روی قیمت نمیره، فرقی نمی کنه که خالی بخورین یا با اینهمه خرتو پرت، قیمت یکیه. منم الان اینقدر خوردم که از چشام داره می زنه بیرون. الان جون میده بری یه جایی که قیلیون و نرم تنو موسیقی و بعدم چایی و بعله دیگه حالی کنی و حولی. مخصوصا تو ای سرما. یه چند تا خونه دیدم از ای تراسا داشتن که پنجره ای کرده بودنش برا زمستون. بری اون تو، زیر پتو و وای چه خوابیییییییی میشه...
تق تق تق، لطفا از رویا تشریف بیارین بیرون، فعلا مباحث داوری بین المللی باقی مونده! خب کجا بودیم؟! بله بله باید این متنو اصلاح کرد، درسته... دیگه گفتم تا خواب از کلم بپره یه خورده اینجا رو آپ کنم.
اینجا، توی دهات ما رسمه که بعضی وقتا بچه های دبیرستان و یا کوچیک تر ها رو میارن تو دانشگاه که قسمتهای مختلف رو نشونشون بدن. دیرو داشتم از تو راهرو رد میشدم، اومدم در قسمت دوم راهرو رو باز کنم دیدم اوووو چه خبره یه قطار بچه نیموجبی پشت سر هم عین بچه فیلا که نفر عقبی با خرطومش دم نفر جولویی رو می گیره ، خلاصه در حال رد شدن هستن. درو براشون باز کردم و نگه داشتم تا قطار طویل رد بشه. قیافه هاشون دیدنی بود((: یاد کارتون عصر یخی دو افتادم. که ای بچه فینگیلی ها میومدن تا اون ماموته رو می دیدن، می گفتن این از آخرین ماموتاست و همه می گفتن woooow اونم با قیافه های متعجب! حالا این بچه ها همینطور منو نگاه می کردنwoooooooooow این از آخرین نسلهای جغدهای حقوق دانه! قیافه منم شده بود شبیه جغد بالاییه((: چند تا دخی کوچولوشون هم تشکر کردن و قطار رد شد.
داریم منتقرض میشویم.
آخر عمری احتیاج به آرامش و شمع و شراب دارییییم.
قربان همگی
بدرود

3 comments:

Anonymous said...

حالا من ساندویچای subway رو این مدلی می خورم تا از چشام بزنه بیرون!!! با همه ی مخلفات و آل درسد!
این قطار بچه ها هم که گفتی من اینقده خوشم میاد هروقت می بینمشون..! تو برف و سرما و یخبندونم این جوجه ها رو میارن بیرون! هروقتم یکیشون می خوره زمین عین بازی دومینو همه اشون تلپ تلپ می خورن زمین... خیلی باحاله!

Anonymous said...

با اون آنين رينگ خيلى موافقم منم خيلى دوست دارم و هات پپر، اما از پياز خام و رليش اصلا خوشم نمياد. پنير هم كه از ترس چاقى نميخورم اما در هر حال دهنم آب افتاد، هوس آنين رينگ كردم شديد

fereshteh jafari said...

بابک جان سلام.
چی میشه همه اش از این اتفاقات خوب خوب و خنده دار برامون تعریف کنی.
خاطرات آشپزی و ساندویچ و بچه فیل ها.
دوربین همراهت نبود ازشون بعکسی ؟