کار ندارم شعور ذاتیه یا اکتسابی مشکل اینجاست که وقتی طرف فاقد شعور هست، هیچ کاریش نمیشه کرد. حالا این آدم از کدوم جهنم دره اومده باشه هم فرق نمی کنه، چه آمریکایی یا کانادایی باشه چه ایرانی. حالا یه آدمی که قیافش شبیه آدمهای نئاندرتال می مونه، اومده جلو من، غذا چینی خریده، توی کتابخونه، با نوشابه کوکاکولا، هدفون رو گذاشته تو گوشش ، و بلا نسبت گاو، عین گاو داره می جوه. اونم با صدای وحشتناک. نوشابه رو هم هورت می کشه. بوی غذای چینی+ ملچ مولوچ+ نوشابه+ قیافه تخمی= خود دریابید پرتقال فروش را!
پیمرد جان یه صاعقه بزن این موجود منحوس رو از جلوی من ورش دار که داره حالمو بهم می زنه!
* دردسرهای کتابخونه یه مدتی یادم رفته بود.
1 comment:
سلام.
از این آدم ها که جاهای مختلف زیاد دیده میشه. چه کتابخانه و چه اتوبوس.
به ببری خان بگی بد نیست ها.
راستی لینک وبلاگ من در وبلاگتان را تغییر دهید.
Post a Comment