
شب یلدا، این شب طولانی عشق، شب نبرد طولانی پلیدی و جهل بر پاکی و روشنایی، شبی که کودکان با شادی جشن کهن این دیار کهن را نظاره گرند، شبی که اهریمن خونین با لبخندی به فرزندانش، جهل و تاریکی و خودستایی در انتظار روز در کاخشان جامها به هم می زنند. فردایش گویی در دشتی به وسعت آسمان جنگی خونین در پیش است. کجایی رستم، تهمتن، رخش زیبایت کو؟! چه گویی آریو برزن، قهرمان خاطره های استقامت مردم، کجایی کاوه؟!، به پا خیز، پرچم چرمینت کو، پرچم چهل تیکه، پرچم تیکه تیکه غمهای مردم، غمهای دماوند پای دربند، غم اهورمزدا که در غروب شب یلدا به غم می نشینند که چگونه خودستایی، نیرنگ و فریب در میان فرزندانش رخنه کرده. آری گویی این قو که در آغوش موجهاست به خواب در دلش برای روز آروزها دارد، زیبای خفته ترس در وجودش رخنه کرده، برای کدامین مرد این سرزمین بالهایش را باز کند، کدامین نیلوفر در حوضچه کوچک دوباره شکوفا شود، برای کی؟! برای خنده های کودکانه که رخت بر بست، برای پدران خمیده مان، برای دلهای پژمرده پدری که فرزندانش را یکایک با دستانش خاک می کند. خاک این کهن دیار را با خشم و نفرت شخم می زند با دستهایش، شاید نوشدارویی شود هویدا، ولیکن هیچ، غمش در دل این خاک است. جوی می خواند در این دره خموش، خموش برای این جنگل که ریشه به تش می زنند. جویی که در دوردستها دیگری کبوتری پیدا نیست تا بیدارش کند، بخواب ای خفته غم که دیگر کسی در دوردستها کوزه لب تشنه ای را بر لب آب نمی برد. آن کوزه خموشی که روزی دست یاری بر گردنش نشسته، آری اینک شکسته در انتظار پر شدن شراب اهریمن به سر می برد. شب به انتظار نبرد خونین آرام آرام راه چندین هزار ساله اش را می پیماید. شبی که آریو برزن ، بابک خرمدین ، مازیار، فاطمیها، گلسرخیها در ژرفای دلش هر یک کتیبه ای دارند، کتیبه ای که فریاد دلیست، نهیبی بر روشنایی، که ای روز نیا، ای خورشید نتاب، که روز جنگ و نبرد و شکست پاکیست. روز بر دار رفتنهای سهروردی، روزی که پلیدی با فرزندش خیانت، به آرامی و پیروزی آرام آرم پله های قلعه بابک رو پیمود، روزهایی که مردمان این دیار نیلوفرشان را از دست دادند، گلسرخی را بی شرم خونینش کردند. شب یلدا اینک بار دیگر فرا رسیده، سپاهیان سیاه و سفید زین و افزار آماده می کنند، نبردی دیگر در پیشست. روزی خونین، سالی پلید که دریا از خشم اینهمه پلیدی بر می کشد موج، می کشد تصویری از غم درونش.
3 comments:
قدر خودتو بدون! یه چیزی می شی!
وبلاك فوق العادهي داريد - موفق باشيد
سلام بابک جان . تبریک میگم برای وب زیبائی که داری و درود بر دل و دید زیبات که این گونه لطیف و شادمانی کلمات را بر تصویرگریهایت میگذاری تا در عمق فرو رود . راستی من از سایت فتو هستم اگه یادت باشه . یا حق
Post a Comment