Tuesday, August 9, 2005

سقوط


پرت شدم
از این لبه تاریکی
آه از این ورطه زندگی
سقوط کردم
سقوطی دهشتناک
گویی مدتهاست که دارم
از زندگی وداع می کنم
گویی مدتهاست که در ورطه سقوط
غوطه ورم
چنان سرد
که غم نیز مرا به فراموشی سپرده
گرما را در وجودم حس میکنم
لیک ورطه سقوط
به مانند وجودی دیگر
وجودی گرم
مرا به خود فرا می خواند
چقدرسرد
و گرم
آه چقدر دهشتناک
باید متی انتظار بکشم
تا این سقوط سرد
به پایان برسد
اینک
وجود مرا
آرامشی فرا گرفته است
دیگر ارتفاعی نیست
سقوطی نیست
روح است و
ناراحتم
کم شده ام
فریاد شده ام.
عکس از نیما مهربانی

No comments: