پرت شدم
از این لبه تاریکی
آه از این ورطه زندگی
سقوط کردم
سقوطی دهشتناک
گویی مدتهاست که دارم
از زندگی وداع می کنم
گویی مدتهاست که در ورطه سقوط
غوطه ورم
چنان سرد
که غم نیز مرا به فراموشی سپرده
گرما را در وجودم حس میکنم
لیک ورطه سقوط
به مانند وجودی دیگر
وجودی گرم
مرا به خود فرا می خواند
چقدرسرد
و گرم
آه چقدر دهشتناک
باید متی انتظار بکشم
تا این سقوط سرد
به پایان برسد
اینک
وجود مرا
آرامشی فرا گرفته است
دیگر ارتفاعی نیست
سقوطی نیست
روح است و
ناراحتم
کم شده ام
فریاد شده ام.
عکس از نیما مهربانی

No comments:
Post a Comment