Sunday, November 25, 2007

فیلمنامه 10 ثانیه ای

حاج عقاب: هوی چته!؟ چته اینقدر تند میری! مگه سر میبری؟! عین بچه آدم را برو مرتیکه نره خر، نکبت!!
آدم: حاجی جون شرمندم هواسم نبود، شما به بزرگی خودتون ببخشید!


حاج عقاب: د د د بزغاله رو، مگه نگفتم عین آدم منو بزار سر جام! تو حرف حالیت نمیشه، بزنم چشتو بزارم کف دستت؟!

آدم: حاجی جون بچه ها رحم کن، نوکرتم، شرمنده!

عکسا رو در یه نمایش شناخت پرنده ها در پارک سافاری گرفتم

2 comments:

Anonymous said...

خیلی فیلم قشنگی بود. مخصوصا همخوانی داستان و عکس ها.
معلومه که سرحال شدی.

Anonymous said...

آخی! دلم سوخت برای عقابه.. ببین کارش به کجا کشیده ها!!
راستی من خیلی تعریف پارک سفری رو شنیدم.. اینطور که معلومه به یه بار رفتنش می ارزه!