جزایر و اقیانوسها را در می نوردم
کنار تو می نشینم
بر مویت دست می کشم
با تو سخن می گویم
و بر می گردم
بی آنکه مرا دیده باشی
حیرت مکن که پنجره باز است و عروسکهایت می خندند.
کنار تو می نشینم
بر مویت دست می کشم
با تو سخن می گویم
و بر می گردم
بی آنکه مرا دیده باشی
حیرت مکن که پنجره باز است و عروسکهایت می خندند.
شمس لنگرودی
No comments:
Post a Comment