Wednesday, November 14, 2007

تعریف

دختر عمه گرامی دیروز سوار تراکتوری بزرگ شده و از روی بنده حقیر چند بار رفتو آمد فرمودند!
فرمودیم: بیا بریم کوبا! برای کریسمس! یه چند رو فقط که جایی نمیریم حداقل یه مسافرتی رفته باشیم!(قابل عرضه که کوبا اینجا مثل مکه می مونه، همه یه سر می رن)
- با تو هیچ جایی نمیام!
-د، چرا اونوقت؟
- قابل اطمینان نیستی، کارات اصلا مثل توریستا نیست، می گردی هرچی سوراخ و هر چی جایی که هیچ کی نمیره تو میری، ببینی چه خبره!
-خب؟!
- خب نمیشه بهت اطمینان کرد، یه روز زیر آبی، یه رو رو هوا، یه روزم تو زیر زمین!!
خلاصه اینکه فرمودند بنده حقیر هیچ شباهتی به آدمهای عاقل ندارم!خدا بده چند تا از ایی دختر عمه ها. برجکام با خاک یکسان شد.

* سوتی ندین یه وقتی، عکس برعکس نی، انعکاسه...

4 comments:

Anonymous said...

=))

Anonymous said...

az taraf e man ie nooshabe vase dokhtar amat baz kon! :D

Anonymous said...

همه دختر عمه دارن تو هم دختر عمه داری.
من اگر جای تو بودم به جای هنگ کردن بعد از شنیدن این جملات قصار در مورد خودم یک کلام می گفتم: " تو اینجوری فکر کن". کیف می داد به جای این عکس برعکسی یا به قول خودت انعکاسی صورت دختر عمه هنگ کرده ات را به تصویر برگزیده سال تبدیل می کردی :)))
:D

Anonymous said...

haaaaal mikoniiiiiim
yek nafar zad to poze babak belakhare....